تبليغاتX
اهل سنت و جماعت تالش

شنبه بیست و سوم آبان 1388

اولینها در اسلام(1)

بسم الله الرحمن الرحيم

 

((اولينها در اسلام))

 

1-اولين كسي كه بر اسب سوار شد!

اولين كسي كه بر اسب سوار شد پيامبر خدا حضرت اسماعيل عليه السلام بود{القاري ملا علي .مرقات 130/8 .البدايه والنهايه 27/8}

2- اولين كسي كه در مسجد الحرام منبر ساخت!

اولين كسي كه در مسجد الحرام منبر ساخت حضرت امير معاويه (رض) بود و براي نخستين بار بر فراز منبر كه داراي سه پله بود سخنراني كرد{تاريخ مكه مكرمه}

3- اولين كسي كه ميهمان نوازي كرد!

از سعيد بن مسيب(رح) روايت شده است كه :ابراهيم خليل (ع) نخستين كسي بود كه ميهمان نوازي نمود واولين شخصي كه ختنه نمود وسبيل هايش راكوتاه كرد وپيري(سفيدي) رادر موهاي خودديد نيز حضرت ابراهيم(ع) بود{القاري ملا علي.مرقات325/8}

وامام سيوطي در حاشيه موطا نوشته اند كه:حضرت ابراهيم(ع) نخستين كسي است كه ناخن هايش را گرفت.موي سرشرا فرق نمود ونيز وي نخستين كسي بود كه استحداد نمود شلوار پوشيد، با حنا وكتم خضاب فرمود، بر منبرسخنذاني نمود ودر راه خدا قتال كرد ولشكر را به پنج دسته:ميمنه،ميسره، موخره وقلب،منقسم ومرتب ساخت، ونيز اولين كسي كه معنقه نمود وثريد ساخت.{همان.اشعه اللمعات631/3}

4-اولين اظهار كنندگان مصافحه!

امام بخاري در الادب و ابن منبه در جامع خويش از حضرت انس مرفوعا نقل كرده اند كه اهل يمن نخستين كسي بودند كه مصافحه را اظهار نمودند{همان74/9}

5- اولين شهري كه بعد از طوفان بنا گرديد!

گويند(صنعاء) كه يكي از شهرهاي يمن است نخستين شهري است كه بعد از طوفان نوع(ع) بنا گرديد{مرقات341/10}

6- اولين كسي كه صداي صور را مي شنود!

اولين كسي كه صداي صور راميشنود مردي است كه مشغول ساختن حوض شتران خويش مي باشد.{مشكوه المصابيح.باب لا تقوم الساعه الا علي اشرار الناس الفصل الاول ص 481}

7- اولين بنيانگذار رقص وترانه!

نخستين كسي كه ترانه (غنا) خواند ابليس لعين بود واولين ايجاد كنندگان رقص و...اصحاب سامري بودند كه به گرد گوساله پاي كوبي ورقص كردند واولين اختراع كنندگان قضيب(ني) ملاحده وزنادقه بودند كه به منظور مشغول ساختن مسلمين از كتاب الله دست به چنين كاري زدند.{حاشيه الطحاوي علي الدر المختار 176/4}

8- اولين كسي كه ديوان را ايجاد نمود!

امير المومنين عمر بن الخطاب(رض) اولين كسي بود كه ديوان يعني انچه در ان نام سپاهيان وحقوق انان روح مي گردد را ايجاد نمود.{اشعه اللمعت178/4}

9-اولين كسي كه سائبه را رواج دادو...!

عمرو بن عامر خزاعي اولين كسي بود (سائبه)را رواج دادونيز گفته اند كه وي نخستين شخصي است كه بت پرستي رابنا نهاد وان را موجب تقرب گردانيد ودر بعض روايات عمرو بن لحي امده است ولي ظاهرا هر دو يكي هستند چرا كه عامر پدر او ولحي جدش مي باشد ويا برعكس،كه گاهي به سوي پدر وزماني ديگر به طرف جدش نسبت نموده اند.{همان.276/4.المجله الزيتونيه433/1.فقه السيره النبويه للبوطي ص57.فروغ جاويدان109/1}

10- اولين كسي كه در اسلام اذان گفت!

اولين كسي كه بر اسمان اذان گفت حضرت جبرئيل امين(ع) واولين موذن در اسلام حضرت بلال بن ابي رياح(رض) واولين موذن در مكه ي مكرمه حضرت حبيب بن عبدالرحمن(رض) واولين كسي كه اذان اول در روز جمعه را افزود حضرت عثمان بن عفان(رض)  واولين شخصي كه در مصر منبر ساخت حضرت سلمه(رض) بود.{فتاوي ابن نجيم بهامش الفتاوي الغاثيه ص9-10}

11- اولين طاعون در اسلام!

اولين طاعوني كه در اسلام رخ داد طاعون عمواس بود كه در دوران خلافت حضرت عمر بن الخطاب(رض) در عمواس يكي از قريه هاي بيت المقدس ظاهر شد كه بر اثر ان ظرف مدت سه روز هفتاد هزار تن جان به جان افرين سپردند.{اشعه اللمعات321/4.مرقا145/10

.المنهاج للنووي 65/1}

12-اولين  كسي كه در محشر لباس پوشانده مي شود!

اولين شخصي كه در قيامت لباس پوشانده مي شود حضرت ابراهيم عليه السلام خواهد بود.{مشكوه المصابيح باب الحشر،الفصل الاول ص 483}

13- اولين عربي كه در اسلام تير اندازي كرد!

ار حضرت سعد بن ابي وقاص (رض) نقل شده است كه وي نخستين فرد عرب است كه در راه خدا تير انداخت.{همان 566/2 .احوال مصادر جمله رواه موطاء امام محمد ص554}

14- اولين شهيد احد!

يعضي گويند((مخريق(رض)) يهودي بود وبعضي گويند((اصرم(رض)) بود وبعضي گويند ((عمرو بن همام(رض)) بود.{فتاوي منبع العلوم145/3}

15- اولين شهيد در اسلام!

حضرت سميه (رض) اولين شهيدي است كه در اسلام به شهادت رسيد.{احوال مصادر جمله رواه موطا ص 566}.

16- اولين مسجد در اسلام!

مسجد قبا نخستين مسجد در اسلام است.

17- اولين همسر پيامبر اكرم(ص) كه بعد از وي وفات يافت!

ام المومنين حضرت (زينب بنت جحش(رض) نخستين همسر رسول خدا (ص) مي باشد كه بعد از رحلت ان حضرت (ص) وفات نمود وي در سال 20 هجري انتقال فرمود وحضرت عمر(رض) بر جنازه ي او نماز گزارد.{فضايل اعمال .التعليق الممجد 107/2}

17- اولين خطبه در اسلام!

چون تعداد مسلمانان به 39 نفر رسيد حضرت ابوبكر صديق(رض) در خواست نمودند كه تبليغ اسلام اشكار گردد ابتدا رسول خدا(ص) موافقت ننمودند ولي بعد از اصرار ابوبكر(رض) اجازه دادند لذا ابوبكر(رض) به همراه مسلمين به مسجد الحرام رفته و در انجا به ايراد سخن پرداختند. اين نخستين خطابه وسخنراني در اسلام بود{فضايل اعمال ص217}

18- اوليات ابن جرير طبري!

تا نصف اول سده ي سوم فقط مجموعه اي از اقوال صحابه و تابعين اماده شده بود كه در ان هيچ گونه توضيح وتشريح ، يا نقد وتحليلي وجود نداشت.محمد بن جرير طبري (رح) متوفاي 310 هجري نخستين كسي است كه در نصف اخير سده ي سوم روش گذشته را تغيير و در فن تفسير راه ديگري ايجاد نمود وي تفسير مبسوط وضخيمي در 30 جلد به نگارش در اورد كه در ان برخلاف طرز نويسندگان سابق به اقوال صحابه و تابعين بسنده نكرد بلكه بر ان اضافه نمود وي نخستين كسي است كه در تفسير به توجيه اقوال پرداخت بعضي ها را بر بعضي ديگر ترجيح داد، از اعراب و قرائت بحث نموده وجهت تعيين الفاظ و ومعاني از كلام عرب استشهاد نمود واز اين جهت نخستين تفسير منظم همين تفسير عامه ابن جرير طبري يعني تفسير جامع البيان في تفسير القران مي باشد{تفسير مين بني اسرائل روايات ص39}

19- اولين قاضي شافعي مذهب!

گفته مي شود كه امام ابو زرعه (رح) كه محدث مشهور وجليل القدري است در سده ي سوم هجري نخستين قاضي شام و سپس قاضي مصر گرديد وي نخستين دانشمند سافعي المسلك  بود كه منصب قضاء به وي تفويض شد ودر شام مسلك شافعي بوسيله او منتشر شد.{مولانا محمد تقي عثماني.تراشي ص138}

20- اولين رئيس منتخب جمعيت علماء اسلام درپاكستان!

مولانا شبير احمد عثماني اولين رئيس منتخب جمعيت علماء اسلام  ومولانا  ظفر احمد عثماني به عنوان نائب رئيس ان منصوب گرديد{اكابر علماء ديوبند}

21- پرچم پاكستان براي اولين بار!

پرچم پاكستان براي اولين بار در 14 اگست به دست مولانا شبير احمد عثماني به اهتزار درامد.{همان ص98}

22-نخستين چاپ قران به وسيله غير مسلمين!

بعد از اختراع صنعت چاپ، قران براي نخستين بار در شهر بندقيه در سال 1350 هجري به چاپ رسيد. ولي مقامات كليسا فرماني صادر كردند، داير بر اينكه همه نسخه هاي قران به محض از چاپ در امدن معدوم گردند.

سپس (هنكلمان) در شهر هامبورك در سال 1694 نسبت به چاپ قران اقدام كرد. پس از وي ماراكي در شهر پادو در سال 1698 بار ديگر قران را به چاپ رسانيد.{دانستنيهاي قران ص99}

23- نخستين چاپ قران به وسيله مسلمين!

نخستين چاپ قران توسط مسلمين در سال 1878 در شهر پطرزبورگ روسيه به همت عثمان صورت گرفت، و در همان زمان نسخه ديگري از قران در شهر قازان به چاپ رسيد. بعد نوبت به ايرانيان مي رسد وقران دو مرتبه در ايران چاپ سنگي مي شود يكي در تهران در سال 1248 قمري و ديگري در تبريز در سال 1253.{دانستنيهاي قران ص100}

24- اولين نسخ در اسلام!

نزول ايه (وعلم ان لن تحصوه) كه فرصت نماز تهجد را منسوخ كرد نخستين نسخ در اسلام است.{ر.ك.كشف الاسرار1/48}

25- اولين فرشته اي كه ادم(ع) را سجده نمود!

از عمر بن عبدالعزيز اورده اند كه اولين كسي كه از ملائكه ادم(ع) را سجده كرد، اسرافيل(ع) بود{همان 1/144. البدايه والنهايه 60/1}

26-اولين خانه در اين جهان!

گويند اولين خانه اي كه در اين جهان بنا نهادند خانه كعبه است كه در ماه ذي الحجه بنا شد ودر همين ماه مناسك حج را از جبرائيل(ع) فرا گرفتند ودر همين ماه حضرت ابراهيم(ع) حجاج را از اصلاب پدران به طرف حج فرا خواند{همان361/1}

27- اولين چاپ قران به خط عربي!

اولين چاپ قران به خط عربي در شهر هامبورگ المان در سال 1113 هجري انجام گرفت.{تاريخ قران وشگفتيهاي رسم الخط...ص35}

28-اولين سردار خزاعه كه توليت بيت الله را بعهده گرفت!

پس از جرهم توليت بيت الله به خزاعه رسيد واولين سردارشان (عمرو بن لحي خزاعي) بود.گويند وي340 سال عمر نمود وهزار جنگجو از وي تولد يافت در موسم حج ده هزار شتر ذبح مي كرد وده هزار حله مي پوشاند ودر مقام وشرف به جايي رسيد كه هيچ كس نه قبلا و نه بعد از وي به ان رسيده بود.{المجله الزيتونيه432/1}

29- نخستين كسي كه جمعه را جمعه نهاد!

كعب كه از سران عرب وبزرگان قريش بود براي نخستين بار روز جمعه را كه قبلا عروبه ناميده مي شد جمعه نام نهاد. زيرا وي در اين روز مردم(قريش) را جمع كرده وبرايشان سخنراني مي نمود.{المجله الزيتونيه419/1 .معارف القران 440/8}

30- اولين كسي كه بدنه اي اهداء كعبه نمود!

الياس يكي از اباء رسول اكرم(ص) نخستين كسي است كه به كعبه هدي داد واو بود كه موفق به دريافت سنگي شد كه حضرت ابراهيم(ع) هنگام بنا كعبه بران مي ايستاد{همان426/1}

31- اولين طلائي كه كعبه بهان تزئين گرديد!

اولين طلائي كه كعبه به ان تزئين گرديد طلائي بود كه شيب عبدالمطلب جد رسول اكرم(ص) جهت بر از سوگند داده بود{ همان426/1}

32- اولين كسي كه سيرت پيامبر (ص) رانوشت!

محمد بن اسحاق بن يسار امام المغازي نخستين كسي است كه سيرت نبوي (ص) را به نگارش در اورد.{ همان 441/1.البته در اين مورد اختلاف است كما اينكه در مطالب اينده به نقل از فقه السيره مشاهده خواهيد نمود}

33-اولين مبتكر جشن ولادت در اسلام!

مبتكر جشن ولادت در اسلام پادشاه اربل مظفر الدين بود كه گاهي در هشتم وگاهي در دوازدهم ربيع الاول(جشن ولادت پيامبرصلي الله عليه وسلم ) برگار مي كرد{ همان442/1.مجله درع الاسلام شماره 24 جمادي الاولي 1415 هجري ص 88 كنيه اش ابو سعيد ذكر شده است}

34- اولين مفتي حنفي در تونس!

اولين مفتي حنفي در تونس شيخ رمضان افندي (رح) بود{ صفحات من تاريخ تونس ص 211}

35- اولين بار فكر براي تشكيل پاكستان!

در سال 1930 كنفرانس سالانه مسلم ليگ در اله اباد منعقد گرديد و دكتر اقبال (رح) به عنوان رئيس كنفرانس انتخاب گرديد ، وي در اين كنفرانس براي اولين بار فكر تشكيل پاكستان را ارائه داد.{ شگفتيهاي انديشه اقبال ص25}

36- اولين كسي كه بعد از رانده شدن مسلمين در مسجد قرطبه نماز خواند!

اقبال زماني كه در لندن اقامت داشت از سوي فرانسه ،اسپانيا وايتاليا براي سفر به ان كشور دعوت شد چنانكه به دو كشور اخير سفر كرد ودر مادريد، خطابه هايي در فن اسلامي ايراد نمود وبراي اولين بار در تاريخ ، بعد از بيرون راندن مسلمين در مسجد قرطبه نماز خواند وبر تربت ان اشك ريخت.{ شگفتيهاي اقبال ص25}

37- اولين كسي كه در مكه بعد از ابراهيم(ع) تريد ساخت!

هاشم بن عبدالمطلب جد رسول خدا(ص) نخستين كسي است كه در مكه تريد ساخت وبه مساكين اطعام نمود، از اين جهت به لقب هاشم ملقب شد{ المجله الزيتونيه 436/1}

38- اولين كسي كه به تاريخ اجتماعي پرداخت!

اولين كسي كه در اسلام بلكه ساير امم به تاليف تاريخ اجتماعي پرداخته ابن خلدون است.{ مقدمه فرهنگ فرق اسلامي ص9}

39- اولين كسي كه عقيده معتزله را بر اصول وقواعد فلسفي بنياد نهاد!

ابو هذيل علاف معتزلي شيخ متكلمان بصره(135-226 هجري) اولين كسي است كه عقيده معتزله را بر اصول وعقايد فلسفي بنياد نهاد{مرقات 297/7}

40- اولين كسي كه باب ملامت را بر مجتهدين شيعه گشود!

ملا محمد امين بن شريف استر ابادي (در گذشته در 1033 هجري) موسس مذهب اخباريه(اهل حديث شيعه) طبق مندرجات لؤلؤ البحرين نخستين كسي بود كه باب ملامت را بر روي مجتهدان شيعه بگشود وبه قسمتي كه طائفه شيعه اثنا عشريه به دو شعبه منقسم شدنداخباري ها واصولي ها{دكتر محمد جواد مشكور ،فرهنگ فرق اسلامي ص 40}

41- اولين دولت ودعوت مسلح اسماعليه!

نخستين دعوت مسلح اسماعليه در كشور يمن بود در سال 268 هجري يكي از دعات اسماعيلي معروف به حسين بن حوشب ايراني الاصل بودوگروهي از قبايل يمن را گرد اورده دعوت امام اسماعيل منتظر با ظاهرساخت وعده اي ازقلاع ان ناحيه را فتح كرده موفق به تاسيس اولين دولت اسماعيلي دريمن گرديد.ازاين جهت ملقب به منصور اليمن گشت.{فرهنگ فرق اسلامي ص 5}

42- اولين كسي كه از ميان خلفاء لقب امام گرفت!

نخستين كسي كه از ميان خلفاء لقب امام گرفت، عبدالملك مروان ، وپس ازاو ابراهيم امام، برادر عبدالله سفاح، نخستين خليفه عباسي بود.{همان ص67}

43- اولين كسي كه مذهب باطنيه را اشكار ساخت!

نخستين كسي كه مذهب باطنيه رااشكار ساخت عماربن بديل ملقب به خداش بود كه در خراسان قيام كرد وبه دست اسد بن عبدالله برادر خالد بن عبدالله القسري به قتل رسيد.{همان ص 177}

44- اولين كسي كه به قائل به الوهيت الحاكم بامرالله خيفه ي فاطمي شد!

بنيانگذار مذهب دروزيه كه از درزي به معني خياط گرفته شده است ونام به درستي معلوم نيست. نخستين كسي كه قائل به الوهيت الحاكم بامرالله خليفه فاطمي شد.{همان ص 192}

45- اولين زنديقان!

نخستين زنديقان از مواليان ايراني در كوفه وحيره بودند كه خود را به قبايل عرب نسبت داده عقايد كفر اميز خويش رااشاعه مي دادند.

اولين كسي كه اظهار زندقه كرد جعد بن درهم در عراق بود(مقتول در125 هجري) سپس بشار بن برد. صالح بن عبدالقدوس وابن راندوي وابن المقنع اظهار زندقه كردند{همان ص 211}

46- اولين دولت مستقل شيعه علوي!

ادارسه يا ادريسيان كه سرسلسله انان ادريس بن عبدالله بن حسن  بن حسن بن علي بود واز112 تا 375 بر مراكش وافريقاي شمالي حكومت مي كرد، اولين دولت مستقل شيعه علوي به شمار مي رود{فرهنگ فرق اسلامي ص217}

47- اولين كساني كه قايل به غيبت حضرت علي (ع) ورجعت او شدند!

پيروان عبدالله بن سبا نخستين كساني بودند كه قايل به غيبت حضرت علي(ع) ورجعت او به جهان شدند وگفتند: اوكشته نشده ونميرد تا عرب را با چوبدستي خود براند وزمين را كه ازستم وبيداد پرشده پر از دين وداد كند{همان ص 224}

48- اولين دسته اي كه قايل به توقف امامت حضرت علي(ع) شدند!

فرقه سبائيه نخستين دسته اي بودند كه پس ازحضرت محمد(ص) قايل به توقف امامت حضرت حضرت علي(رض) شدند{همان ص225}

49- اولين ايراني كه به اسلام گرويد!

حضرت سلمان فارسي(رض) نخستين ايراني بود كه به اسلام مشرف شد{همان ص229}

50- اولين كسي كه مسائل اصول فقه را تدوين وتاليف كرد!

نخستين كسي كه مسائل اصول فقه را صورت تدوين وتاليف داد محمد بن ادريس شافعي بود.{همان ص 249}

      

                                                                

 

نوشته شده توسط محمد در 21:51 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388

شریعت وطریقت وحقیقت ومعرفت

بسم الله الرحمن الرحیم

ابواب اربعه: شریعت وطریقت وحقیقت ومعرفت را چهل مقام است، هربابی ده مقام است.

باب اول: باب شریعت است ومقامات ان ده مقام است:

مقام اول: ایمان است به خدای عزوجل وملائکه وکتب ورسل او، وایمان است به روز اخرت وبقدر خیر وشر وبه اینکه زنده شدن پس از مرگ حق است.

مقام دوم : نمازهای پنجگانه وبه وقت ادا کردن انها، قال الله تعالی: (حافظوا علی الصلوات و الصلاه الوسطی) بقره:239.

مقام سوم: زکات است که هرگاه اموال و دارائی شخصی به حد نصاب رسید زکات ان را به مستحق بدهد.

مقام چهارم: روزه ماه رمضان است که حق تعالی بر امت مسلمان واجب گردانیده است.

مقام پنجم: حج بیت الله الحرام است، در تمام عمر یکباردر صورت استطاعت مالی وبدنی واجب است.

مقام ششم: بدست اوردن قوت حلال است،که حق تعالی از حلال خوار دعای خیر را به فضل عمیم خود می پذیرد.

مقام هفتم: دوری از خردن حرام است، زیرا قوت حرام دل را سیاه وسخت می گرداند.

مقام هشتم: تابع احکام شرع باشد، اوامر ان را اظاعت واز نواهی ان اجتناب نماید، حلال شرع را حلال و حرام شرع را حرام بداند.

مقام نهم: قران است که در معانیش تامل کند وبه مقتضایش عمل نماید وتابع اوامرش باشد واز نواهیش امتناع ورزد.

مقام دهم: امر به معروف ونهی ارمنکر است که به مفاد :(اقم الصلاه وامر بالمعروف وانه عن المنکر)لقمان:16 ، عمل کند.

باب دوم : باب طریقت است وان را ده مقام است:

اول: توبه است که بر هر فرد مکلفی فرض است. همچنانکه حق تعالی میفرماید:(وتوبوا الی الله جمیعا ایها المومنون لعلکم تفلحون)نور:31.

دوم:حسن خلق است و در ان تمام خصال پسندیده وکردارهای نیک واعمال صالحه مندرج است.

سوم:مجاهده است در دین و پرهیزکاری و فرمانبرداری خدا و پیغمبر او (ص) .زیرا کسی که کشید، دید و کسی که نکوشید، ندید.

چهارم: در بین بیم و امید باشد،نه شاید از رحمت حق مایوس ونه باید از غضب او ایمن بود ونه سزد از رحمتش قطع امید نمود.

پنجم: ترک خواهشهای نفسانی است، زیرا پیروی از ارزوهای نفس یکی از علل پیدایش قساوت قلب است.

ششم: دوری از شبهات است وان مال و طعامی است که شخص در حلال و یا حرام بودن ان مشکوک باشد.

هفتم: تضرع وزاری واستغاثه با خشوع وحضور قلب در پیشگاه حق تعالی برای عفو وامرزش گناهان وفقط او را موثر اصلی بداند.

هشتم: کسب رضایت و خوشنودی مرشد است واین به وسیله محبت وخدمت وخیر خواهی گفتار ورفتار پاک وبی الایش مرید حاصل می شود.

نهم: شنیدن نصیحت وبجای اوردن مفاد انست بنحویکه قلبا مواعظ خیریه را بپذیرد و خود نیز با گشاده روئی دیگران را نصیحت کند.

دهم: ترک ما سوی الله است، یعنی هر چیز را جز حق تعالی ترک کند، زیرا امیزش با اغیار حجابی بس بزرگ است قرب حق تعالی را.

باب سوم ، باب حقیقت است وان نیز ده مقام است:

اول: تواضع و فروتنی ونرمی است که نسبت به همه مردم متواضع وفروتن وملایم باشد.

دوم: انکه به همه انسانها چه مخالف و چه موافق از حیث اطعام و شفقت یکسان بنگرد واز گمراهان دوری جوید وبه صالحان بپیوندد.

سوم: هر چه از خوردنی وی را پیش اید، کم یا فراوان ، خوب یا بد، از ان بخورد وانتظار طعام تازه تری نداشته باشد.

چهارم: انکه در پیمودن راه حق چالاک بود، بکسی آزار نرساند، بلکه آزار دیگران را با شکیبایی قبول کند.

پنجم: انکه در قلب ان حس انتقام جوئی نباشد، بلکه با بدکاران به نیکی رفتار کند وکسی که به او ظلم کرده عفو کند وبا کسی که با او به خشم  امیزش کند.

ششم: انکه بر فقراودرویشان تکبر وخود ستائی ننماید، بلکه با مهربانی و شفقت به انان نگرد و بابهترین وجه با ایشان معامله نماید.

هفتم: انکه سلوک وی در طریق حق خالصا مخلصا برای خدای تعالی باشد ونظری به سمعه وریا ونام نیک نداشته باشد.

هشتم: سرخود وسر دیگران رابپوشد وسر کسی را افشا ننماید وهرگاه نیکی دید میان مردم باز گوید واگر بدی دید در سینه خود دفن نماید وبا کسی نگوید.

نهم: همیشه با خدای خویش در مناجات باشد و هیچ کاری او را از ان باز ندارد.

دهم: هر چیز را به چشم عبرت بنگرد و در طلب علمی نافع بکوشد ونفس خود را به نیکی تربیت کند که حضرت رسول(ص) می فرماید: (العلم زهد وادب المرید خیر له من زهده) دانش پارسائی است وادب شخص مرید برای اوبهتر از پارسائی اوست.

باب چهارم: باب معرفت است و ان نیز ده مقام است:

اول: ملازمه طریق ادب است بنحویکه خردمند وادیب باشد واداب شریت را بداند وانرا در نظر داشته باشد وحدود ان را رعایت کند.

دوم: انکه آزار خلق را تحمل کند ودرصدد انتقام نباشد، بلکه با تحمل اذیت انان را به نیکی از ایشان در گذرد.

سوم: از صحبت بدان کناره گیری کند و با نیکان درامیزد واز هر گونه فتنه و اشوب ظاهرا وباطنا اعراض نماید.

چهارم: مشایخ را از سر صدق واخلاص وراستی خدمت کند، ایشان را به ظاهر وباطن خادم وخیرخواه باشد.

پنجم: همیشه در حال عبادت باشد وخدا را حاضر و ناظر بداند وچنان عبادت کند ، اگر او خدا را نبیند، خدا او را می بیند.

ششم: در حد توانائی سخی باشد ونفس خویش را بر کسی فضیلت ننهد وبر کسی مقدم نشمارد.

هفتم: به هنگام خشم شکیبا وبردبار باشد ودر کارهای خود شتاب ننماید.

هشتم: زنگ صحیفه دل خود را هر روز بصیقل ذکر حق تعالی بزداید، قال رسول الله(ص) : ( ان القلوب یصدء کما یصدء الحدید فاجلوها بذکر الله تعالی) محققا دلها از زنگ سیاهی زدوده وروشن می شود، همچنانکه اهن از زنگ زدوده گردد، پس با صیقل ذکر خدا دل را روشن کنید.

نهم: تقرب است بحق تعالی بوسیله انواع طاعات و عبادات  ونوافل وخیرات ومبرات.

دهم: خویش را از همه کس کوچکتر و همه کس را از خود بزرگتر بداند وخود را از کسی بزرگتر تصور نکند.

{برگرفه از کتاب شفاعت وعرفان. تالیف سید طه هاشمی}

نوشته شده توسط محمد در 12:42 |  لینک ثابت   •