دوشنبه نوزدهم شهریور 1386
مرگ
[ شیخ عبدالقادر در باره مرگ می گوید:
ای استفاده کنندگان از نعمتهای جهان بزودی از نعمتهاد جدا می شوید یکی از شعرا چه نیکو گفته است :
اگر مرگ پیشدستی نکرد بهر چه آرزو داری برس
پند بگیر به مرگ دیگران و در خوشی زندگی کن وآخر این خوشی مرگ است . بزودی مال و عمر تو فنا شوند و چشم تو کم بینا و عقلت مختل شود و خوردن و آشامیدنت کاسته شود چیز های شهوت زا می بینی و قادر به استفاده از آن نیستی زن و فرزندانت از تو متنفر شوند و آرزوی مرگت به دل بگذرانند و غم و غصه تو را فرا گیرد و دنیا از دستت برود و آخرت تو را می پذیرد پس در آخرت اگر عمل صالحی داری به استقبال تو آید و با آغوش باز قبولت کند و اگر با دست خالی و با بار گناه روی قبر منزل و آتش ماوای توست تمام زندگی هوس و آرزوی زود گذر است و پیغمبر فرموده است :( زندگی ،زندگی آخرت است). وبارها این جمله را برای خود و یارانش تکرار و گوشزد می فرمودند:خدا ازهمه راضی باد.
سکوت و فراغت خود را در طاعت حق تعالی صرف کن قبل از آنکه بیماریی بر تو عارض شودکه صحت تو را در خطر اندازد ویا شغلی برای تو پیش آید که فراغت را از تو سلب کند(بیشتر وقت تو را بگیرد)،ثروتمندی را قبل از تنگدستیت غنیمت شمار زیرا ثروت دوام ندارد، فقرا را احترام نگهدار و در سرمایه و ثروت خویش آنان را شرکت ده زیرا آنچه تو به ایشان عطا کنی همان خواهد بود که نزد حق پاداش آن برای تو محفوظ است و در سرای دیگر به تو نفع رساند. وای بر شما زندگی خود قبل از مرگتان را غنیمت بشماریدزیرا حضرت رسول غالبا می فرمود:( مرگ برای واعظ و ناصح انسان کافی است)، مرگ هر تازه را کهنه و هر دور را نزدیک و هر صاف و روشنی را تیره کند ،فوت و نابود شدن ویا تمام شدن برای مرگ نیست( حتما واقع می شود ) و چه بسا ممکن است همین ساعت فرا رسد ویا در ظرف همین روز بیاید، و امر به دست غیر شماست و چیزی در این مورد در اختیار شما نیست . تمامی سرگرمی و کار و ثروت که تورا فرا گرفته اند موقت است ،جوانی ،صحت،آسایش،ثروت و زندگی شما عاریتی است پس باید هم و غم شما آن باشد که برای شما مهمتر است (مرگ و حصول رضای حق بعد از آن)
مرگ در کمین شماست و شما خبر ندارید شما از انتظار غم غایبید و در برابر شما ایستاده است و به زودی وارد خانه شما می شودو سلامت و حیات شما را با خود می برد ، روح شما را می برد و جسد را باقی گذارد مانند لاشه گوسفند مرده و آنکه همواره دلسوز تو بود ترا در خاک پنهان کند، پیش از آنکه درندگان و خزندگان بدن ترا بخورند،سپس زن تو و دوستان و دشمنانت زندگی عادی خویش را از خوردن و نوشیدن و ... بخوشی از سر گیرند در حالی که اگر دلسوز تو باشند تا مدتی ترا به خیر یاد کنند، و در غیر این صورت فراموشت کرده و یادی از تو نکنند . بسیاری از پادشاهان و امرا بوده اند که بدست دشمنان کشته شده و جسد آنها را در بیابان ها به دور انداخته اند بدون تدفین و تکفین عمدا به منظور آنکه سگها و حشرات ایشان را بخورند چه زشت است فرمانروایی و سلطنت که سرانجامش این چنین باشد و شاعر چه زیبا گفته است:
( آن ملک نیست که پادشاه بجا گذارد
بلکه ملک و پادشاهی از آن کسی است که نمیرد)
در بین شما کسی عاقل است که مرگ را فراموش نکرده به پیش آمدها و مقدرات راضی باشد ، در مقابل پیش آمد نیک شکر گزارد و در مقابل پیش آمد بد صبر کند پس در امور دینی خود تفکر کنید و بجای فکر شهوات و لذات در مرگ و عواقب و اهوال بعد از آن تفکر کنید.
ای جماعت مسلمان قبل از مردن از نفس و اراده خود بمیرید( نفس و اراده را ترک نمایید) وزیاد به یاد مرگ باشید به طوری که قبل از آمدنش همواره برای آن آماده باشیدکه اگر پیش از مرگ چنین به فکر آن بوده باشیدمرگ بر شما آسان گردد و سنگینی و رنجی در ان برای شما نماند . آمدن مرگ و قیامت حتمی و ضروری است پس در انتظار این هردو باشید که انها از طرف خدا دور روز معلوم شده اند و فرار از آنها ممکن نیست یاد مرگ داروی امراض نفسانی است و منفعت آن سالها برای تو باقی می ماند پس بسیار به فکر موت باش شب و روز و من به واسطه دوام یاد مرگ نجات یافته شده ام و همواره با یاد مرگ نفسم را مغلوب و مقهور ساخته ام.
در یکی از شبهای زندگی مرگ را یاد کردم و به گریه افتادم از اول شب تا اول صبح گریستم و می گفتم الهی، از تو مسالت می کنم ملک الموت روح مرا قبض نکند و تو تصدی(عهده دار کاری شدن) و تولیت قبض روحم را بفرمایی، ناگهان سحر خواب مرا ربود ، در خواب پیرمرد زیباروی و نورانی را دیدم که از در خانه من وارد شد به او گفتم تو کیستی: گفت من ملک الموتم. گفتم : از خدا در خواست کرده ام که خود روح مرا قبض کند نه تو . گفت: چرا؟ من چه گناهی کرده ام؟ من جز بنده ای مامور نیستم که خداوند به من امر می فرماید که بعضی را به آرامی و آسانی و بعضی را به سختی جان بگیرم و با من معانقه(دست در دست گرفتن) کرد و گریه سر داد و من هم با او گریه کردم سپس بیدار شدم در حالی که هنوز می گریستم.
ای کسانی که به دنیا و آرزو های دراز دل خوش کرده اید و غافلید بزودی اجل فرا رسد وبین شما و آرزو ها حائل شود ، پس پیش از وصول اجل، مرگ رادر یابید و به یاد آن باشید و به مرگ ناگهانی ( فجاه) بیندیشید ، بیماری شرط مرگ نیست ، شیطان دشمن شما است مشورت او را نپذیرید و از او ایمن نباشید که او امین نیست بلکه خائن است از او بر حذر باشید زیرا او می خواهد که شما با معصیت و غفلت و کفر بمیرید، و او بزرگترین دشمن است غافل از مکر او نباشید که شمشیرش از راستان صالح صرف نظر نکند و از او نمی رهید جز معدودی از مردم ، پدر و مادر شما ( آدم و حوا ) را از بهشت بیرون رانده و موجب شده شما در بهشت آسوده نباشید، او به گناه و کفر و مخالفت با خدا امر کندو غیر از قضا و قدر تمام گناهان به او منسوب است و همه مردمان جز بندگان مخلص حق مبتلای شر او هستند اما او بر بندگان صالح و مخلص خدا تسلط ندارد( البته گاهی با وسوسه های خود ایشان را می آزارد ) زیرا چون قضا و قدرآمد چشم کارنکند، اما عمل شیطان با خاصان در ظاهر جسد است نه در قلب و او در قلب وسِر آنان نمی تواند موثر باشد .اگر خدا خواسته باشد .شیطان غالبا از راه دنیا و نفس در مردم دخالت کند پس طلب دنیا آتش سوزان است.
ای فرزندان به کار مثبتی و ما یعنی بپر دازید و اعمال بعد از مرگ را اصلاح کنید که مجاهدت با نفس و پرداختن به عیوب خودتان نه عیب دیگران شما را در این کار یاری دهند.اشتغال به عیوب دیگران ما لا یعنی و حرام است از آن دست بردارید ، مرگ را در نظر آرید و برای آخرت و مرگتان کار کنید زیرا پیغمبر (ص) می فرماید: عاقل کسی است که نفس خود را مدیون بداند و برای بعد از مرگ عمل کند و نادان و جاهل و کودن کسی است که که نفس خود را پیرو آرزو دارد و از خدا تمنای آمرزش نکند.
دوشنبه نوزدهم شهریور 1386
قضائ نماز فائته
گاهی شنیده ودیده می شود که عده ای افراد ، بدون توجه به شرایط و لوازم شرعی و با اتکا محض بر دانسته های ناقص خویش فتوی می دهند و حکم شرعی صادر می کنند.من، در دلسوزی برآن گونه افراد و دیگر ناشایستگان جامعه سر گردانمان فقط، خدارا، با قدرت و بزرکی نا محدودش ، به یاد خود و آنها می آورم و در این مقاله کوتاه به بحثی در مورد قضای نماز می پردازم.
تمام مذاهب مدون سلامی بر صحت قضا و وجوب ان در مواقعی اتفاق نظر دارند منابع زیر ، مدارکی از کتب مذهب شافعی ودیگر مذاهب اهل سنت است.
1-((...کسی که نمازش قضاء شده، به قضا آن مبادرت می ورزد، اگر نماز با عذری مانند خواب یا فراموشی ، قضاء شده باشد تصمیم به قضا آن ،سنت و اگر بدون عذری بوده است (عمدی)، قضای آن بر آن واجب است مطابق گفته اصح در هر دو باید تعجیل کرد)) یعنی قضا در هر دو واجب است.))مغنی المحتاج ج.1ص.127
2-((قول امام که می گوید : قضا نماز به خاطر و دلیل اتباع و پیروی پیامبر است ، از آنجاست که روایت شده است حضرت رسول خدا نماز عصرشان در روز خندق قضا شد و ایشان آن را بعد از نماز مغرب ادا کردند و آن گاه نماز مغرب را خواندند.))حاشیه الشیروانی علی التحفه ج.1ص. 439
3-(( علما اتفاق نظر کرده اند که قضای نماز بر فراموش کرده و خوابیده واجب است ، به دلیل فرمایش پیامبر که فرموده: تفریط( باز ماندن از انجام عبادات) در هنگام خواب گناه محسوب نمی شود اما در هنگام بیداری گناه است. پس اگر کسی ادای نماز را فراموش کرد یا در خواب قضا شد هر گاه آن را به یاد اورد آن را قضا کند.. و اما آن که نماز را عمدا ترک کند و به قضا بیندازد مذهب جمهور( اکثر علما) آن است که او مرتکب گناه شده و قضا بر او واجب است.))فقه السنه سید سابق ج.1صص.231-232
4-نظر جمهور علما مانند احمد و مالک و ابو حنیفه چنان است که اگر کسی نماز قضا شده ای داشت بر اوست که فورا ان را ادا کند همچنان قول راجح مذهب شافعی آن است که اگر عمدا نمازش را ترک کرده و قضا داده باشد قضای آن فورا بر او واجب است.فقه الصلاه امام ابن تیمیه، چاب بیروت،ص.536
5-((قضای نمازی که خوانده نشده باشدو فوت شده باشد فورا واجب است. این حکم در این که نخواندن آن نماز با عذر مسقط( ساقط کننده حکم قضا ) یا اصولا بدون عذر باشد ، به اتفاق سه تن از امامان مساوی است )) مذاهب در پاورقی می گوید: ابو حنیفه در این که : اگر نماز قضا بر گردن داشته باشد و در آن حال نماز سنت بخواند چه حکم دارد؟ می فرماید: خواندن آن دو نماز(قضا و سنت) با هم منافاتی ندارد اما بهتر ان است که شخص ابتدا نماز گذشته را ادا کند.))الفقه علی المذاهب الاربعه ، عبدالرحمن الجزیری،ج.1،ص.491.
آنچه نقل شد زبده ای از نظر علما اهل سنت و امامان مذاهب آنها است و دیگر هر که تابع طالب حقیقت است در امور و نه غیر حقیقت ، در این مورد، این، حقیقت.والسلام علی من تابعی الهدی.
دوشنبه نوزدهم شهریور 1386
راه کسب قرب ومحبت حق
برادران وخواهران وگرویدگانبه خدا ورسول(ص)!
به سوی محبت خدا، معبود واقعی خود، با کردارو اعمال زیر و امثال آن-موجب تقرب وجلب رضا و محبت اوست(جل جلاله)-بشتابید:
1- خواندن قرآنبا تفکر و تدبر در معانیش در یافتن مراد خدا در آن؛
2- احسان در عبادت خدا، آن گونه که او را می بینی که اگرتو او را نبینی،او تو را می بیند و همه نیات و رفتار تو را می آفریند،و کردار نیکو و رفتار و نیت وگفتار شیرین با بندگان خدا،که: [انّ الله یحب المحسنین](بقره 195...به راستی خدا نیکوکاران را دوست دارد)؛
3- تقوی راخوی خود ساختن؛به قول بزرگان،تقوی،آن است که انسان،آن سان که پای خود را از خار برحذر می دارد،از گناه بر حذرودور دارد،یا آن که در هرکاروجایی که خوشنودی خدا در آن است،باشد ودر هر کاروجایی که محل خشم خداست،نباشدکه:[فانّ الله یحب المتقین](ال عمران76...که همانا خدا نیکوکاران را دوست دارد)
4- پاکی ظاهروباطن(بیرون ودرون)؛ظاهر راازنجاستهاوآلودگیهای ظاهری ومادی پاک ساختن وباطن را ازعقایدوایده هاواخلاق بد وکفرو شرک وبدعت و گناهخالی گرداندن،که[ویحب المتطهرین](بقره222...ونیز پاکان وپاکیزگان را دوست دارد)
5- تقرب به سوی خدا باهر خیری وسبب سازیجهتحصول نزدیکی او،با انجام نافله هاوسنتهای رسول(ص)،پس از درست کردن فرائض وواجبات؛چنان که درحدیث قدسی،می فرماید:«بنده من نمی آساید و به وسیله نوافل،به سوی من قرب می جوید تا ایشان را دوست می دارم...»؛ورعایت عدل و داد درهر کار وبا هر کس،که[انّ الله یحب المقسطین](مائده42...به راستی که خدا دادگران را دوست دارد)
6- دوام ذکر و یاد اودرهرجا،جزجاهای مستقذروناپاک وحالات قضای حاجت؛واین ذکر،به دل و زبان وعمل وبی حد وشمارباشدکه:[...اذکر الله کثیرا*وسبحوه بکره و اصیلا]؛(احزاب2-41...خدا را بسیار ذکر کنید*واورا در صبح وشام تسبیح کنید)وتوکل به اودر هر حال،که[...انّ الله یحب المتوکلین]؛(ال عمران159...به راستی که خداوند،توکل کنندگان را دوست دارد)
7- به دل و دیده بصیرت و با دقت،مطالعه اسمها وصفات خدا وبه کارانداختن قلب وتفکروتعمق در آفریده هایشگفت انگیزوعجائب مخلوقات اووتعقل درآثاروآیات قرآنی وآفرینش او؛
8- دیدن نیکیها واحسانهاوخیرات ونعمتهای ظاهری پروردگار عالم،از حیات وسلامت ومال وفرزندو...ونعمتهای باطنی،از علم وعقل واخلاق وعرفان وغیره؛
9- فروتنی به جان و دل ولابه وتضرع وذلت در جلوی دست قدرت اوواظهار فقرونیازوعجزوبیچارگی حویش در پیشگاه عظمت وجلال و بزرگواری او-جل جلاله-والتماس و خواهش رحم الطاف وی وتوبه وپشیمانی از هر گناه،که:[انّ الله یحب التوابین...](بقره222،به راستی خداوند توبه کنندگان را دوست دارد...)
10-همنشینی و حضوردر مجلس کسانی که قرآن می خوانند و عمل می کنندوکسانی که دائم الذکرو صادق واهل تقوایند،که[وکونوامع الصادقین](توبه119...وهمواره،با راستان وراستگویان باشید)
11-جهاد درراه خداوجنگ وستیزبادشمنان ظاهری وباطنی خداوبشر،بدون کاستگی وتوقف؛دشمنان ظاهری دین وشیاطین جن وانس ودشمن ترین انان،نفس؛که[انّ الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفا کانّهم بنیان مرصوص](صف4،همانا که خداوند،آنان راکه درراه،اوبه صف،همچون بنیانی استوار،ستیزمی کنند،دوست دارد)
12-پیروی تام از پیامبر(ص)،درهمه کرداروگفتاروکلیه حرکات وسکنات خویش،که[قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله...](ال عمران31،ای محمد «ص»بگو:اگر خدا را دوست دارید،از من پیروی کنید،خدا،شما رادوست میدارد)
13-صبروشکیبایی پیشه کردن در انجام کارهاوعبادات،در دوری از گناه ودرپیشامدن حوادث وعوارض وهجوم بلاها،که[...والله یحب الصابرین](ال عمران126...وخدا،شکیبایان،وصابران را دوست دارد)
14-شب زنده داری و نیایش پنهان با خدا در اوقات نزول رحمت خداوندی و خواندن«کلام الله»در سحرگاهان ودوام استغفاروبخشش وانفاق به نیازمندان ودستیاری از انان،که[تتجافی جنوبهمعن المضاجع یدعون ربهم خوفا و طمعا ومما رزقناهم ینفقون*فلا تعلم نفس ما اخفیلهم من قره اعین جزآء بما کانوایعملون](سجده16-17؛«در هنگام شب»پهلوهایشان،از رختخوابها کناره می گیردوبا ترس وامید،پروردگارشان را می خوانندواز ان چه به ایشان روزی کرده ایم می بخشند*هیچ کس،آنچه ازموجبات شادی وفرح را-که برای پاداش اعمالشان آماده وپنهان شده است-نمی داند)
15-دوری ورزیدن از هر مانع و باعث که پرده بین وصول دل وخداوند است و عدم تعلّق خاطربدان،ودر اول وآخروآغازو انجام،کسب محبت وعشق،که اساس هر کاری است وهیچ چیز،بدون آن،میّسر نیست وبه قول حافظ:
«نشان مردخدا،عاشقی است،با خود دار!
که در مشایخ شهر این نشان نمی بینم.
((والسّلام))
دوشنبه نوزدهم شهریور 1386
مناجات عارفانه
شو همدم پروانه تا سوختن آموزی
با سوختگان بنشین شاید که تو هم سوزی
ای کریمی که بخشنده عطایی و ای حکیمی که پو شنده خطایی و ای صمدی که از ادراک ما جدایی و ای احدی که در ذات و صفات بی مانندی و ای قادری که خدایی را سزایی وای خالقی که گمراهان را راه نمایی.
جان ما را صفای خود ده و دل ما را هوای خود ده و چشم ما را ضیای خود ده و ما را از فضل و کرم خود آنده که آن به.
یا رب دل ما را تو برحمت جان ده
درد همه را به صابری درمان ده
این بنده چه می داند که چه می باید جست
دانند توئی ، هر آنچه دانی آن ده
الهی عذر ما بپذیر و بر عیب های ما مگیر
الهی همه عمر خود برباد کردیم و بر تن خود بی داد کردیم و شیطان لعین را شاد کردیم. بود ونبود ما یکسان ، از غم ما را شادی رسان
الهی از پیش خطر و از پس راهم نیست ، دستم گیر که جز فضل تو پناهم نیست.
الهی ای بود و نبود من تو را یکسان ، از غم مرا به شادی رسان
الهی در سر خمار تو داریم و در دل اسرار تو داریم و بر زبان استغفار تو داریم ، اگر جوییم رضای تو جوییم و اگر گوییم ثنای تو گوییم.
الهی بنیاد توحید ما خراب مکن و باغ امید ما بی آب مکن.
الهی اگر چه طاعت بسی ندارم ، در دو جهانجز تو کسی ندارم.
الهی فضل تو کران نیست و شکر تو را زبان نیست.
الهی هر کس تو را شناخت هر چه غیر تو بود بیانداخت
هر کس که تو را شناخت جان را چه کند
فرزند و عیال و خانمان را چه کند
دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی
دیوانه تو هر دو جهان را چه کند
الهی دلی ده که در شکر تو جان بازیم و جانی ده که کار آن جهان سازیم.
الهی دانایی ده که از راه نیفتیم.
الهی یقینی ده که در آز بر ما باز نشود و قناعتی ده که صعوه حرص ما باز نشود و چشم امید ما جز بر روی تو باز نشود.
الهی دستم گیر که دستآویز ندارم. و عذرم بپذیر که جای گریز ندارم.
الهی مگوی که چه اورده اید که درویشانیم و مپرس که چه کرده اید که رسوایانیم
الهی تحقیقی ده تا از دنیا بی زار شویم و توفیقی ده که در دین استوار شویم.
الهی نگاهدار تا پشیمان نشویم و براه آر که سر گردان نشویم.
الهی تو بساز که دیگران ندانند و تو نواز که دیگران نتوانند.
بگشای دری که در گشاینده تویی
بنمای رهی که ره نماینده تویی
من دست بهیچ دستگیری ندهم
کایشان همه فانی اند ، پاینده تویی
الهی بساز کار من و منگر به کردار من.
الهی دلی ده که طاعت افزون کند و توفیق طاعتی که به بهشت رهنمون کند.
الهی دلی ده که در آن آتش هوا نبود و سینه ای ده که درآن آب رزق و ریا نبود.
الهی نفسی ده که حلقه عبودیت تو در گوش کند و جانی ده که زهر حکمت تو نوش کند.
الهی از کشته تو بوی خون نیاید و از سوخته تو بوی دود، چرا که سوخته تو به سوختن شاد و کشته تو با کشتن خشنود
الهی ما در دنیا معصیت می کردیم ، دوست تو محمد المصطفی(ص) غمگین می شد و دشمن تو ابلیس شاد،
الهی اگر فردا قیامت عقوبت کنی ، بازدوست تو محمد غمگین و دشمن تو ابلیس شاد.
الهی دو شادی به دشمن مده و دو اندوه به دل دوست منه.
الهی چون حاضری چه جویم و چون ناظری چه گویم؟
الهی می بینی و می دانی و برآوردن می توانی.
الهی هر که با تو سازد گویند دیوانه است و هر که با خود پردازد از تو بیگانه است چون خود دانی که این ترانه است ، هدایت فرما که عذرها بهانه است.
الهی عَلَمی که افراشتی نگون سار مکن و چون در آخر عفو خواهی کرد، در اول شرمسار مکن.
الهی صحبت دوستان تو آب جان است و غیر ایشان تاب جان است.
الهی چه فضیلت است که با دوستان همراه کرده ای و به چه سعادت ایشان را در دنیا آورده ای ، هر که تو را یافت ایشان را بشناخت،و هر که ایشان را بشناخت ، ترا یافت.
الهی اگر چه نور در عبادت است اما کار به عنایت است .
الهی به عجز و بیچارگی خود گواهم و از لطف و عنایت تو اگاهم ،خواست خواست تست ، من چه خواهم
الهی مکٌش این چراغ افروخته را و مسوز این دل سوخته را و مدر این پرده دوخته را و مران این بنده آموخته را.
الهی چون توانستم ، ندانستم و چون که دانستم ، نتوانستم
الهی به حرمت آن نام که تو آنی و به حرمت آن صفات که چنانی ، بفریادم رس، که می توانی.
الهی چاشنی که دادی تمام کن و برقی که تابانیدی ، مدام کن و بدن ما را برآتش دوزخ حرام کن و دیدار خود در بهشت را دوام کن.
یا رب زتو انچه من گدا می خواهم
افزون زهزار پادشا می خواهم
هر کس ز در تو حاجتی می خواهد
من آمده ام ، از تو ، ترا می خواهم
الهی اگر چه گناه من افزون است اما عفو تو از حد بیرون است.
الهی اگر مجرمم مسلمانم و اگر بد کرده ام پشیمانم.
الهی اگر بسوزانی ،سزای انم و اگر بیاموزی، بجای آنم.
الهی از هیچ چیزهمه چیز توانی و از همه چیز هیچ چیز نمایی،تو آفریننده این و انی.
الهی آنچه در دست من است ، ندانم تا روزی کیست و آنچه روزی من است ، ندانم تادست کیست.
الهی نه کلید دارم که در بگشایم و نه کرم دارم که بر خود ببخشایم ، ای یگانه ای که در آفرینش مقدسی، چه شود اگر در دم باز پسین مفلسی را به فریاد رسی.
بی حکم تو چرخ یک زمانی نبود
بی امر تو خلق را زبانی نبود
گر بگذری از کرده و ناکرده من
من سود کنم ترا زیانی نبود.
لا حول ولا قوه الا بالله
دوشنبه نوزدهم شهریور 1386
فضل رمضان
ای فرزند رمضان پنج حرف است(ر،م،ض،ا،ن)(ر)از رحمت است و (م) از مجاورت و محبت و منت و (ض) از ضمان و ثواب و (ا) از الفت و انسو قرب و (ن) از نور و نوال (بخشش) است . اگر شما به ادای حق این ماه اقدام کنیدو عملتان در آن درست باشد این الطاف از حق برشما وارد شود ، در دنیا این ها بر شما وارد شوندتا تقویت قلب برای شما گردند و موجب نورانی شدن و نیز نعمت و نوال ظاهر و باطن شما را فراهم کند و این ها در آخرت نعمت هایی برای شما فراهم کنندکه هیچ چشم ندیده و هیچ گوشی نشنیده و برقلب کسی خطور نکرده است، اکثر شما خبری از روزه ندارند و احترام کار به قدر احترام صاحبکار است،پس هر کسی که خبری از خدا و پیغمبرانش ندارد چگونه از این ماه خبر دارد؟ اکثر شما پدران و مادران و همسایه ها را می بینید که روزه می گیرند شما هم با آنان روزه می گیرید بعادت و نه به قصد عبادت و تصور می کند که روزه خود داری از طعام و شراب است و شرایط و ارکان آن را بجا نیاورید وندانید.ای نزدیکان من عادت را ترک کنید و مواظب عبادت باشید ، برای خدا روزه بگیرید و بر روزه و عبادت در این ماه دلتنگ نباشید ، در این ماه عمل خیر زیاد انجام دهید ودر عمل اخلاص ورزید و مواظب نماز تراویح باشید ، در مساجد چراغها را روشن کنید که آن نور قیامت خواهد شد. وقتی شما درا ین ماه اطاعت اوامر خدا نمودیدو احترام آن را نگاه داشتید روز قیامت شفیع شما خواهد شد و در حضور پروردگار برای شما فضل و کرم و نعمت و منت و رافت و حفظ حق را طلب می کند.
وای بر تو روزه با افطار حرام چه فایده ای برای تو دارد؟ در شبهای شریف ماه رمضان با بار گناه می خوابی در حالی که ازروی ریا و نفاق روزه گرفته ای و در تمام روز دشنام می دهی و تهمت می زنی و سوگند های دروغ سر می دهی و مال مردم را نا تمام می فروشی و مکر و غضب را به سوی خود می کشانی این چه فایده دارد و کی روزه محسوب می شود.
پیامبر(ص) فرموده است : (چه بسا روزه دار است که از روزه اش جز گرسنگی نصیبی نداردو بسیار شب زنده داران هستند که از قیام شب جز رنج و خستگی و بیداری نفعی نمی بینند و اجری ندارند. ) از شما کسانی هستند که بظاهر مسلمان هستند و در حقیقت به مانند بت پرستان هستند. وای برحال شما ، اسلام و توبه را تجدید کنید و به در گاه حق مخلصانه معذرت طلبید تا پرور دگار عزو جل شما را بپذیرد و گناهان گذشته شما را عفو کند.
ای روزه داران . شکر حق را بجای آورید که چگونه شما را لایق روزه گرفتن نمود و شما را بر آن قادر کرد، کسی از شما که روزه گرفت باید گوش و چشم و دستها و پا ها و جمیع اعضا و قلبش روزه باشند و تمام ظاهر و باطن او حتما روزه باشند. وقتی روزه گرفتید دروغ شهادت نا حق و غیبت و دو بهم زنی بین مردم و گرفتن اموال دیگران را ترک کنید ، شما برای ان روزه می گیرید که خود را از گناهان پاک کنید و بکلی از کناه دور شوید وقتی در گناه باشید پس روزه چه فایده ای برای شما دارد .
آیا فرموده حضرت رسول (روزه سراست(خانه) است ) را نشنیده ای ؟ یعنی روزه صاحبش را از کناه می پوشاندو او را حفظ کند و از این رو است که گویندکار سپر (پوشش آن است) زیرا صاحب آن را از تیر وشمشیر و غیره می پوشاند و مانع رسیدن تیر به بدن او گردد. و نیز به کسبی که عقل نداشته باشد مجنون گویند زیرا دیوانگی عقل او را می پوشاند ، پس روزه سپر است برای کسی که در روزه اش وارع باشد و تقوی و اخلاص داشته باشد در این صورت آفات دنیا ی آخرت را از او منع کند. ای روزه داران به فقرا و مساکین یاری ویاوری کنید با مقداری افطاری در وقت افطار که آن صواب روزه را بیشتر می کند و علامت قبولی روزه شما است تمام این ها فانی می شود و باقی نمی ماند جز آنچه را قبلا برای آخرت خویش پیش فرستاده اید ، پس تا قادرید خیر و احسان را پیش از مرگ خود تقدیم کنید. روز قیامت گرسنه و تشنه و لخت و ترسان و شرمنده و لرزان زنده و حشر می شوید ، اگر کسی در دنیا فقرا را اطعام کند در آن روز اطعام می شود و اگر کسی در دنیا برهنگان را در دنیا بپوشاند در قیامت پوشیده می شود.و هر کس در دنیا از حق ترسید و از آن شرم داشت در این روز خداوند بر او رحمت اورد ودر این ماه شبی است که بزرگترین شبهای سال است و آن لیله القدر می باشد که نزد صالحان علاماتی دارد که برآن ها پرده بر داشته می شود و می بینند که فرشتگان پرچم های نورانی در دست دارند و نور روی فرشتگان و نور درهای آسمان و نور جمال حق تعالی را مشاهده می کنند زیرا حضرت حق در چنین شبی بر اهل زمین متجلی شوند . ای قوم تنها همّ خودتان را خوردن نسازید زیرا که آن فکری پست است ، همانا بر خوردن و نوشیدن آزمایش شده اید و امر رزق شما رو براه است پس برای آن اهتمام نورزید. پاک و منزه خدا وند بی نیاز است که نه می خورد و نه می نوشد و نه می خوابد.
طمع شما زیاد و ورع پرهیزتان کم است. وای بر شما دنیا در مقابل اخرت یک ساعت است آن را به اطاعت بگذرانید و اگر سلامت در تقرب ان نباشد مانند شهری است که درحتی در آن نیست و یا گله ای که شبان ندارد که ان شهر خراب شده و مسکن گرگ ها شده است.کسی ترسید از راه منحرف می شود و در هیچ جا مستقر نمی شود و همیشه متحیر می ماند تا وقتی سفرش به آخر برسد که سفر قوم به سرای حق عزو جل خواهد بود.(از فرمایشات حضرت شیخ عبد القادر گیلانی)
دوشنبه نوزدهم شهریور 1386
جنگ اسلام با اسلام(وهابیت)
ای جوان مسلمان ، شعار(( حارب الاسلام بالاسلام)):به وسیله اسلام با اسلام بجنگید ، یک شعار کافران شرقی است.هنگامی که اهل کفر به تفکر نشستند و دریافتند که مسلمانان دارای میراث و آثار اصیل دانشمندان اسلامیند، واین همان میراثی است که علمای دین از پیامبر به ارث برده ، و آن را به مسلمانان اعلام و تفهیم می کنند، توطئه دور کردن مسلمانان از این دستاورد مفید یعنی کتاب های مذاهب چهار گانه را طراحی کردند.
بار اول به بهانه ی این که کتاب های ورق زرد و غبار آلود، باعث عقب ماندگی مسلمانان از کاروان پیشرفت شده اند، وارد عمل شدند. ولی این دسیسه به صورت موقت،موفقیت کمی را کسب کرد و الحمد الله به زودی بر ملا شد.
بار دوم از طریق چند نفر مسلمان مزدور و گمراه به توطئه پرداختند.این مزدوران برای فریفتن مسلمانان شعار((القرآن و السنه)) را سر داده و جوانان ما را گول می زنندو می گویند: ما فقط به قرآن و حدیث رفتار می کنیم، این چهار مذهب دروغی ، ضد قرآن و حدیثند.
در ایران مانیز آشکارا و بی پرده به نام اسلام جوانان ما را درس می دهند و می گویند : این علمای اسلام به کتابهای زرد رنگ ، تعلیم و تربیت شده و چیزی از اسلام نفهمیده اند .
{می گویند مجتهدین چهار گانه و سایر علمای دین چون معصوم نیستند ، پس پیروی از آنان واجب نیست و بدین وسیله تمام قواعد و اصول مربوط به اجتهاد و تقلید را نادیده گرفته اند ، و جای تعجب این که خود ایشان از کسانی پیروی می کنندکه نه تنها معصوم نیستند بلکه از لحاظ دیانت و تقوا اصلا قابل مقایسه با علمای سلف نمی باشند.
می گویند ما در پی تشکیل حکومت دینی هستیم و اما چه عجب که به جای متحد نمودن مسلمانان باب اختلاف و جدال را با جمهور آنان گشوده ،مقدسات ، شعائر ، مراسم های مذهبی و خیر خواهانه ایشان را مورد توهین و تقبیح قرار می دهند و از جمله بسیار بی باکانه حدیث پیامبر را رد نموده و هیچ ارزشی برای فقه و فقهای مذاهب چهار گانه قائل نیستندو...}
قد بدت البغضاء من افواههم و ما تخفی صدور هم اکبر ( آل عمران-18)
آری بغض و غضب آنها نسبت به علمای اسلام از گفتارشان هویدا و مکنونات قلبشان به مراتب از بغض زبانی ایشان شدید تر است . بهترین دلیل بر این مدعا بی ادبی رهبر شان _ جناب آلبانی _ است که در بیو گرافی امام ابو حنیفه آن را متذکرشدیم.
این بی ادبان نیز درس بی ادبی را از آلبانی آموخته و به همین خاطر در برابر علمای دین کینه توز و بی ادبند، جوانانرا فریفته و از آثار این دانشمندان گرانقدر محرومشان ساخته اندو با رساله های رنگارنگ و زهر آگینی که درامریکا و فرانسه طراحی می شوند، آنان را پرورش می دهند و نام اسلام را بر ان می نهند.
دوشنبه نوزدهم شهریور 1386
چرا تکبر
از ابی حاتم طبری روایت شده است که گفت: از ابابکر شبلی شنیدم که می گفت: اگر خواستی به دنیا و متعلقات آن نگاه کنی پس به مزبله نگاه کن زیرا آن دنیا است و اگر خواستی به خود نگاه کنی (و شیفته خود شوی) پس مشتی خاک بردار و در آن دقت کن زیرا تو از این خاک آفریده شده ای که بعد از مدتی به تو مهلت داده اند به سوی آن برگردی و سپس در روز قیامت از آن خارج می شوی .و اگر خواستی بدانی ماهیت تو چیست پس به انچه که از تو به جا می ماندتوجه کن.پس بدان و آگاه باش که هر کس وضعیتش چنین باشد جایز نیست که بر امثال خود تکبر و یا بر حدود آنها تجاوز کند.
دوشنبه نوزدهم شهریور 1386
صدق
ای بندگان خدا راستی پیشه کنید تا رستگار شوید شخص راستکو از عهد خدا باز نگردد و در توحید حق به قول نفس و شیطان و ارزو رفتار نکند. شخص صادق ملامت را نشنودو گوش به ان ندهد و صادق در پناه خدا و رسول و بندگان صالح خدا است و به سخن منافق بد کار رفتار نکند و گوش ندهد. صادق جز صادق و کاذب جز کاذب را نشناسد . شخص صادق در اسمانها دارای مقامی عالی می باشد. و گفتار هیچ گوینده ای قادر به تعریف آن نیست و همانا خداوند بر کار خود غالب است و هرگاه کاری را در مورد تو اراده کند آن را برایت فراهم کند. شخص صادق اگر با تمام مردم برخورد کند نظر آنها را برغیر از محبوبش حرام پندارد.و دنیا در چشم او بزرگ ننماید و آخرت نیز و خلاصه هیچ چیز غیر از خالق نزد او مهم و بزرگ نیست. فریاد منافق از زبان و سر اوست و فریاد صادق از قلب و باطن او.
دل شخص صادق همواره بر درگاه خدا منتظر و باطن او در داخل در گاه اوست و مرتب بردم در فریاد کشد و ناله و تضرع کند تا اجازه دخول برای قدس(عالم مجردات) صادر گردد. ای دروغ گویان، راست نما یان نشود و راستگو خود نمایی نکند و شخص راستگو همیشه در اقبال است و او باز نگردد، همیشه راستی بدون دروغ است، راستگو قول و عمل و دعوی و شاهد را احتیاج ندارد و هرگز از محبوب خود با تحمل تیرهای بلا روی گردان نیست ، بلکه تیر ها را در سینه خود جای دهد چنانکه گفته اند:شدت علاقه تو به چیزی تو را کور و کرت می کند.
کسی که بداند طالب چیست بخشش بر او سبک شود. محب همیشه صادق در محبت خود خطر ها را استقبال کند و اگر در برابر او دریایی از آتش باشد در آن غوطه ور می خورد و بر سختیها هجوم می برد به طوری که دیکری جسارت چنان حمله ای را ندارد و البته صداقت او چنان قدرتی به او می دهد . فراوانی محبت و کم صبری او از دوری محبوب ، او را جسور نماید ، بلاها ، صادق و کاذب را از هم تمیز دهد.( در حالت اعراض و نا خوشنودی دوست از دشمن جدا می شود)
دوشنبه نوزدهم شهریور 1386
مقصد بعثت انسان
برادران و خواهران محترم و بزرگواران! در دنیا برای بسر بردن زندگی دو طریقه است یکی:آن طریقی که الله تجویز کرده است و طریقه دوم ان طریقه ای است که خود انسان تجویزمی کند و آن طریقه ای که انسان آن را تجویز می کند انسان فقط زمانه موجود را در نظر گرفته و تجویز می کند و هر چه نفع را در آن می بیند فکر باقی ماندن آن را می کند و هر چقدر نقصان می بیند فکر دور کردن آن را می کند لیکن اگر آن زمانه آینده در پیش رویش ظاهر شود رای تدبیر و طریقه عوض و تبدیل می شود و آنگاه که موت آدمی می اید بعد از موت حالات ختم نمی شود بلکه آن طاقتی که انتظام حالات را می کرد پایان می پذیرد به طور عموم این طور فکر می کنند که اگر موت بیاید حالات ختم می شود خوشحالی ادم خوشحال ختم می شود و بد حالی آدم بد حال تمام می شود آنکه بیمار بود بیماریش تمام می شود و آنکه گرسنه و تشنه بود ، گرسنگی و تشنگیش تمام می شود و آنکه خوب می خورد و خوب می نوشید خوب نوشیدن و خوردن او پایان می پذیرد عزت عزتمند پایان می پذیرد و ذلت ذلیل ختم می شود.
نیز بهمین شکل اگر موت او بیاید پیکر او در قبر دفن می شود و بعد از چند روز او به خاک تبدیل می شود و جلو تر نشان داده نمی شود . ذهن عموم بلکه تمام مردم دنیا این است که اگر انسان مُرد حرف تمام می شود و همه حالات پایان می پذیرد لیکن این گونه نیست خدای پیداکننده ما وشما آنکه با قدرت خود انسان را در سه تاریکی چنان خلق نمود حتی در آنجا هیچ روشنایی نبود.
1. تاریکی شکم مادر
2. تاریکی رحم
3. تاریکی پرده جفت جنین
الله عالی تمام اعضا انسان را پیدا کرده وتغذیه می نمود آن خالق خود این گونه می گوید که بعد از موت یک زندگی طولانی خواهید داشت که قبل از موت آن را ندیده اید و یقینا آن زندگی خواهد آمد.
بر سر هر انسان چهار منزل می اید : یعنی دوره زندگی انسان در چهار منزل می باشد:
1. شکم مادر
2. شکم دنیا
3. شکم قبر
4. آخرت است که آن آخرین منزل است
بعد از این دیگر منزل پنجمی وجود ندارد در مقام و مکان اخرت اگر برای او راحتی و اسایش و یا تکلیف و سختی طی شد او تا ابد در ان حالت باقی خواهد ماند این سخن موضوع دیگری است که یک شخص با ایمان با اعمال بد به جهنم می رود و در جهنم او پاک و صاف شده و بعد به جنت می رود. لیکن اگر یک انسان بی ایمان کافر به جهنم رود دیگر از آن خارج نخواهد شد و برای همیشه در آن باقی می ماند . در منزل اول یعنی شکم مادر ذره ای اختیار در دست انسان نیست که دختر شود یا پسر ، سالم یا فلج ، سیاه یا سفید شدن نه تنها در دست واختیار انسان نیست بلکه از آن، پدر و مادروهمه انسانهاعاجزند وبطور کلی در منزل اول هیچ چیزی در دست هیچ کسی نیست بلکه الله هر گونه که اراده کند آن ظاهر و نمایان می شود و بعد از آن منزل دنیاست که دارالاسباب ودار الاعمال است الله تعالی اختیار به دست انسان داده که کار خوب و یا بد انجام دهد تا آنگاه که روح در جسم انسان موجود باشد انسان با اختیار خود می تواند صدقه و خیرات کند و اشک یتیمی را پاک کند و کسی را به گریه بیاندازد والله رب العزه به او طاقت داده است تا با آن اختیار به کسی ظلم کند . فرشته ها مجبور محض هستند الله هر چه حکم کند آنان ادا می کنند و مخالفت با الله در طاقت فرشته ها نیست. همه مجبور محض هستند تابع امر الله هستند ولی انسانها نه مختار مطلق و نه مجبور محض هستند. . به غیر از انسان تمام مخلوقات اسمان و زمین و ماه و افتاب و ستاره ها همه مجبور محض هستند تابع امر الله هستند. اگر الله به هوا حکم کند که مطابق معمول بوزد ، هوا مطابق معمول می وزد و اگر حکم کند که شدیدتر از حد معمول بوزد و آنگاه طوفان بر پا می شود که بنیاد زندگی ها را بر باد می دهد.و همین طور آب تابع امر الله است و آسمان هم وزمین هم وتمام مخلوقات. آن حکمی که به چیز ها می رسد و آنان طاقت خلاف کردن ان را ندارند. الله تعالی ان روش مدار وآن گردشی مه برای ماه و زمین مقرر کرده است ، آنها در آن مدار گردش می کنند و دخل و تصرف در انها در اختیار هیچ کس نیست . در آن آسمانی که حکم سجده به فرشته ها شده است انها مجبور محض هستند و سجده می کنند . در یک آسمان رکوع می کنندو در یک آسمان قیام و در یک اسمان دیگر قعده است از هزارها سال قبل ، از وقتی که حکم شده مطابق حکم عمل می کنند .
لا یعصون الله ما امرهم و یفعلون ما یومرون
اگر برانان حکم سجده شده سجده می کنند رکوع نمی کنند و اگر به انها حکم رکوع شده رکوع می کنند و سجده نمی کنند آنچه را که گفته شود انجام می دهند لیکن انسان این گونه نیست. الله در انسان دو طاقت قرارداده است طاقت فرمان برداری و طاقت نا فرمانبرداری نیز قرار داده است:فمنکم کافر و منکم مومن
از شما انسانها طبقه ایمان دار هم می باشد و یک طبقه فاسق نیز می باشد یک طبقه مسلمان و یک طبقه یک غیر مسلمان می باشد و دار مدار تمام حالاتی که در دنیا و آخرت بر سرانسان می اید از جانب الله و در قبضه قدرت الله است . عزت و ذلت، کامیابی و ناکامی، اطمینان و پریشانی، خوف و امن، بیماری و تندرستی ، موت و حیات، حالاتی که موافق حیات طبیعت و حالاتی که خلاف طبیعت می باشند به اراده الله در دنیا می باشند به اراده الله در این دنیا می ایند آنطوریکه اراده الله می باشد.و حالات همان کونه می آیندبعضی اوقات در نقش ذلت می باشند. اراده الله است که در آن عزت می یابد حضرت یوسف کلا در نقش ذلت بود او را در چاه انداختند به او تهمت زنا زدند وبه زندان رفت این همه نقش لذت بود لیکن الله اراده عزت را فرمودند و به قدرت خود چنان قدرتی به ان حضرت دادند که میلیون ها انسان با گذشت هزاران سال او را به عزت وبزرگی یاد می کنند.لیکن بعضی اوقات هموتره نقش عزت است و در آن اراده الله لذت می باشد انسان در آن ذلیل می شود.
همانگونه که در نزد قارون همه نوع نقش عزت موجود بود لیکن الله چنان او را ذلیل کرد که تا امروز از میان میلیون ها انسان کسی حاضر نشده است اسم پسر خود را قارون بنهد.
حالات دنیا و ضابطه خدا:
دوستان محترم حالاتی که برای انسان می آید همه از الله می آید لیکن آمدن حالات از الله یک ضابطه و قانونی دارد آنقدری که الله رعایت ضابطه ها را می کند هیچ کس رعایت نمی کند که بنای ضابطه ها را الله قرار داده است.که رعایت ضابطه این است:
(لان اشرکت لیحبطن عملک و لتکو نن من الخاسرین)
یعنی: الله به معصوم ترین شخصیت ها این گونه می گوید: که اگر شرک کردی همه اعمال شما ختم می شود و شما از گروه خسارت دیدگان خواهی بود.
شما قضاوت کنید که رعایت ضابطه های الله چقدر است این حالات در دنیا وآخرت هر چقدر که می آیند ما تحت ضابطه ما می آیند بدون ضابطه هرگز نمی آیند و ضابطه الله برای امدن حالات چیزهای پخش شده در دنیا نیست. بلکه اعمال انجام شده توسط اعضای بدن انسان است این مغالطه اکثر انسانها را به گمراهی کشانده است.
در زمانه امروز اشتباهی که از میلیون ها انسان سر می زند این است که به طور عموم این گونه فکر می کنند که از زیادی و کمی چیزها حالات ما درست و خراب می شود اگر چیز ها در دست ما زیاد باشد حالات ما درست می شود و اگر چیز ها در دست ما کم باشند حالات ما خراب می شوند این در هر زمانی ذهن عام مردم بوده است ذهن فرعون و قارون و تمام قوم های نا فرمان گذشته نیز این بوده است که هر چقدر ملک و و مال و طلا و دکان و مزرعه در دستهای ما زیاد باشند همان قدر حالات ما درست می شود ولی انبیا فرستاده شده الله می یاید لیکن برای اوردن حالات یک ضابطه قرار داده است و آن ضابطه اعمال خارج شده از بدن و یقین و اندرون دل انسان است . اگر یقین اندرونی دل صحیح و اعمال انجام شده از بدن درست شود الله حالات را درست خواهند کرد.
یا اگر به عبارت دیگر دیندار باشد الله کامیاب خواهد کرد و اگر بی دین باشد الله ناکام خواهد فرمود. اما بی دین اگر مال و منال و ثروت کلان داشته باشد الله او را با همان ثروتش نا کام می کند. لیکن چیزی که در هر زمانه و امروزه نیز انسان را در حیرت انداخته است این است که خیلی از انسانها با ایمان و عمل دیده می شوند که در تکلیف و مشقت هستند و خیلی انسان های بی دین و غیر مومن در راحتی فراوان هستند .
لیکن بعلاوه آن یک سخن را درذهن خود فرو بریم که اصل کامیابی ، آن کامیابی است که جاوید باشد و اصل نا کامی ، آن ناکامی است که برای همیشه باشد.
مقصد بعثت انسانی:
چون بعد از رسول اسلام پیامبری دیگر نمی آید کار او بر ذمه امت نهاده شده است که به گوشه گوشه دنیا هجرت کرده و تبلیغ دین کنند و در تمام عالم فضای دعوت درست کنند و الله پاک ما را برای همین کار فرستاده است ما را برای خوردن و مال کسب کردن نفرستاده است . بدست آوردن غذا یک ضرورت ماست ما باید قدر ضرورت درآن مشغول و مصروف شویم. ما دو حیثیت داریم یکی حیثیت بنده بودن الله و حیثیت امتی بودن نبی اکرم . از حیثیت بنده بودن الله مقصد ما بندگی است و به اعتبار امتی بودن سید الکونین(ص) مقصد ما دعوت است . معنی عبادت یعنی قبول کردن و تسلیم نمودن دیگران در برابر امر خدا ، اما تبدیل نمودن دل ها و هدایت در قبضه قدرت الله است لیکن الله کوشش را بر ذمه ما قرار داده است.
تعلق روزی با عقل و محنت:
الله به هر کس از بندگان خود بخواهد روزی زیاد می دهد و هر کس را بخواهد روزی کم می دهد هر گز نمی توانید بگویید هر کس زیاد محنت کند روزی اش زیاد و هر کس کم تر محنت کند روزی اش کم می رسد یا به انسان هوشیار روزی زیاد و به انسان کم عقل روزی کم می رسد. تجربه نیز این را می گوید اگر با زیاد محنت کردن روزی زیاد میر سید پس در این صورت محنت کارگران بسیار زیاد است باید مزدشان هم زیاد می بود وما می بینیم کارگرها بعد از 8ساعت کار به زور هزار تومان بدست می اورند لیکن گاهی تاجری سودا می کند و در یک مال در فاصله ای محدود 500000تو مان فایده می برد اگر معامله بر بنیاد محنت بود باید به کار گر مزد زیادی میرسید و به تاجر کم می رسید یا ممکن است این سخن به ذهن خطور کند که کارگر کم عقل است تاجر زیاد عاقل است . معامله روزی بر معیار عقل هم نیست زیرا به کثرت می توان انسان های بی سواد پیدا کرد که قادر به نوشتن نام خود هم نیستند چنان کار و بار وسیعی دارند که جهت کنترل کار و بار او دهها نفر از جمله لیسانسها مشغول کار و حقوق بگیری هستند . حال معلوم شد که شرط اساسی برای کم یا زیاد شدن روزی ، عقل و محنت نیست بلکه:
وان الله یبسط الرزق لمن یشاء یقدر.(روم-37)
و الله هر کس را بخواهد روزی زیاد می دهد یا هر کس را بخواهد روزی کم می دهد.
اگر برای او در وقت کم ، زیاد رسیدن طی شده زیاد می دهد اگر چه محنت و عقل و تدبیر زیاد نداشته باشد لیکن انچه بر روی لوح محفوظ نوشته شده است می رسد. یک موضوع شایان ذکر است که الله آنقدر به انسان دین و ایمان خواهند داد که محنت بکند در قرآن به کثرت به این موضوع اشاره شده است (:لها ما کسبت و علیها ما اکتسبت.) ودر جای دیگر ارشاد شده (:و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا.) و همچنین:( سعی، لها، سعیها.)
هرجا کوشش است که هر چقدر کوشش نمایی همان قدر می رسد . بعضی مواقع نزد انسان مال و و دولت فراوان است لیکن دکتر برایش تجویز نموده است بیماری تو طوری است که نباید گوشت بخوری که به تو نقصان جدی می رساند . به همین خاطر دوستان محترم! در دل صحابه کرام این حرف نشسته بود که آنها برای اشاعه دین بی حد محنت کردند. و در تمام عالم فضا درست نمودند بدین خاطر که در دلهای انان قیمت ایمان نشسته و ثبت شده بود . در بدله و عوض 3 رکعت نماز مغرب انقدر می رسد که الله عوض و ثواب آن را در دنیا بدهد در میان آسمانها و زمین جای نمی گیرد بهمین خاطر الله برای عوض دادن عمال(سزا و جزا) آخرت را قرار داده است.
دوشنبه نوزدهم شهریور 1386
توبه
کلید تقوی توبه و پایداری برآن است ، و کلید تقرب به خدا نیز توبه است . توبه اصل و فرع تمام کار های نیک می باشد. صالحان در تمام احوال خویش از توبه سست نشوند . پس همه توبه کنید و دارای وسوسه و مرتدد نباشید با خدای خود به واسطه توبه مصالحت کنید . این قلب شما با حق نسازد در صورتی که یک ذره شهوات و آرزو های دنیا و طمع به یک ذره مردم در آن باشد ، پس اگر صحت قلب را خواهید حب دنیا و خلق دنیا را از آن خارج کنید.و این به شما ضرری نرساند ، زیرا اگر شما با قلبی پاک و دور از آلودگی ها به خدا تکیه کردید دنیا و مردم آن به شما متمایل شوند و شما با چنین قلب پر از یاد خدا بر درگاه او حاضر و نزدیک خواهید بود ، واین امری است امتحان شده که زاهدان و تارکان دنیا بار ها آن را آزموده و نتیجه گرفته اند، توبه کنید و به گناه خویش اقرار کنید که توبه چون آب مطهر است و همچنان که خداوند زمین مرده را با آب باران زنده می کند ، دلهای مرده نیز با آب توبه و بیدرای و زنده فرماید. ای گناه کاران، از رحمت خدا مایوس نشوید و خالصانه از توبه کنید و بسیار طلب امرزش کنید که استغفار و توبه در امور دنیا و آخرت دو اصل یزرگند. از این رو است که قرآن کریم گوید: نوح(ع) قوم خود را به استغفار و طلب امرزش از خدای آمرزنده دعوت کرد. و به ایشان وعده داددر صورت توبه و استغفار صحیح ، خدای غفار ، باران فراوان بر زمین های شما می باراند و با فرزندان و محصول زراعتی شما را یاری رهد و باغهای سرسیز و رودهای پر آب به شما عطا کند.(نوح-8-11)پس از گناهان توبه کنید واز شرک برگردید و پشیمان شوید تا هرچه خواهید در دنیا و آخرت به شما عطا فرماید . همانا شما چون پدرتان حضرت آدم گناه کردید ، پس همچون او توبه کنید که آدم چون خود و همسرش حوا از درخت نهی شده خوردند ، خداوند ایشان را مجازات کرد بر دوری از همدیگر و بیرون راندن از ناز و نعمت بهشتی و خلع لباس کرامت از ایشان به طوری که برای ستر عورت محتاج به برگ درختان شدند، و به امر خدا برگ ها فورا خشک می شد و بر زمین می افتاد و آنها همچنان عریان می ماندند، سپس آنها را بر زمین سقوط داد و از آن همه راحت و تنعم و نعمت در حالی که مسجود ملائکه بودند محروم گردیدند و این همه بر اثر چشیدن گناه و نا فرمانی و مخالفت امر خدا بود ، که زهر گناه بر بدن آنان اثر کرد و آنها را از مقام قرب و عزت دور نمود. پس خدا توبه را یر آنان تلقین کرد و استغفار و تو به کردند ، و توبه شان را قبول کرد و مورد مغفرت خویش قرار داد.
ای بدبخت ها، ای گناه کاران کی توبه کنید؟ بیدار شوید و با خدای خود بسازید که اگر من از خدا و علم او شرم نداشتم ، قیام می نمودم و دست هریک از شما را می گرفتم و به او می گفتم که تو فلان گناه و تو فلان خلاف را انجام داده ای ، پس به درگاه حق توبه کن و تو در برابر من جوابی نداشتی و توبه می کردی و ایمان و اخلاص وشناخت پروردگارت محکم می گردید . آنگاه به دستاوبز محکم چنگ می زدی که وصول قلبت به مقام قرب خدا باشد، و در این موقع پیامبر (ص) به امتی چون تو افتخار کند.
ای آنکه با زبان مومنی ، کی قلبت مومن گردد. و ای مومن کی باطنت مومن گردد. ایمان قلبی با اهتمام و کوشش چیز مفی و ثمر بخشی است و ایمان زبانی با کفر درونی بی فایده و مضر است . ایمان منافق ، ایمان کسی است که از شمشیر می ترسد و از خدا نمی ترسد. ای نا فرمانها: از گناهان خود توبه کنید زیرا خدای بزرگوار شما آمرزنده و بسیار مهربان است و توبه و ندامت را از بندگان می پذیردو گناهان ایشان را می پوشاند و محو فرماید.بیایید و بادل و زبان خود از مخالفت خدا و رسپل پشیمان شوید و توبه کنید. خداوندا، ما زا گناهان خود توبه می کنیم واز خطاهای بیشمار خویش پشیمانیم. و به درگاه تو با نیت این که بعدا به گناه رجوع نکنیم. روی آوردهایم.
پروردگارا: اگر دستورات تو را فراموش کرده ایم یا دچار لغزش و خطا شده ایم ما را با انها مواخذه مفرمای. پروردگارا بعد از این که ما را به راست هدایت فرمودی قلب ما را به ظلمت گناه تیره مساز . ای امرزنده گناهان ما را بیامرز و ای خطا بخش عیب های ما را بپوشان . به درگاه حق طلب بخشش کنید که حتما او گناهان را می بخشد ، و اعمال شما را هر چه کم باشد می پذیرد و در مقبله سنه ، پاداش بهتر عطا کند ، زیرا بسیار بخشنده است . او با سخاوتی است که بدون عوض می بخشد تا چه برسد به اینکه عوضی وسببی در کار باشد. توحید خالصانه . اعمال پسندیده را بر خدا عرضه کنید به وسیله ترک دنیا و اختیار عقبی ، و توجه و تمایل به آن ، و ترک گناهان و لذات نفسانی و شهوات زندگی معمله کنید و با تمام خلوص هر خیر که از دست و پا و قلب شما حاصل می شود انجام دهید. و همه آنها را از خدا بدانید نه از خودتان . پروردگارا قلب ما و خود ما را از اسارت نفس و شیطان خلاصی ده آمین.
عزیزانم بر شما را رعایت روزه ماه رمضان و نماز ها یپنج گانه در او قات خود و حفظ حدود شرع لازم است ، و چون فرایض را ادا کردید ، به انام سنت ها با تصمیم قاطع مشغول شوید و از رخصت ( کار آسانتر و عبادت کمت) بپرهیزید که هر کس در اجام نوافل رخصت را قبول کرد و عزیمت را فرو گذاشت باید از دینش بترسد. عزیمت و تصمیم جدی در عبادات و امور خیریه مخصوص مردان خداست ، زیرا آنان خود را برای ارتکاب کار های خطر ناک و سخت و دقیق حاضر می کنند، و رخصت و انتخاب کار بهتر و عبادات کمتر کار بچه ها و زنان می باشد.
فرزندم،اگر به توبه و تفکر صحیح ادامه دهی ، تعلقات دنیا را ترک می کنی و به امور آخرت می پردازی و از اموری که مربوط به خلق است دست بکشی و به امور مربوط به حق بپردازی عمل شر را ترک کن و به عمل خیر مشغول شوی. ای سی که توبه و تفکر را ترک کرده ای تو زیان کاری و خبر نداری که بی ارزش و جا مانده ای. . مثالت چون مردی است که بی حساب خرید و فروش کند و دخل و خرج خود را در نظر نگیرد. طبعا پس از اندک مدتی اصل سرمایه تمام شود و جز سکه های کم رواج چیزی در دست او نماند.
وای بر توسرمایه ای چون عمرت را از دست دادی و خیری را ذخیره نکردی و تمام کسب و کارت باطل و بیهوده شد. . مومنان غیر تو کار های مفید می کنند و بزودی پاداش خوب آن را در یابند. از ثمره رحمت خود بهره مند شوند اما تو به زودی گرفتار زندان و مکا فات گردی ، زیذرل حق را از دیگران نشنیدی در حالی که خداوند فقط اعمال خالصانه را می پذیرد.و ت یک ذره اخلاص نداری.آیا فرموده رسول اکرم را نشنیده اید که: ( پیش از آنکه حساب شما را اشته باشند حساب خویشتن را داشته باشید ، و پیش از آنکه اعمال شما توزین گردد خود آن را توزین کنید و خود را برای محاسبه بزرک روز قیامت آماده و آراسته مهذب نمایید)
گفته شده هر گاه خدای عزوجل بخواهد دوستی از دوستانو مرید و منظور نظری از مریدان خود را به خویشتن آشناتر و نزدیکتر کند در خلوت و حلوت(شیرینی=وقت خوش) او را تنها نگذارد و طعم لذیذ صحبت خودرا به اوچشاند و دل او را مطابق نیت خویش تربیت واصلاح کند و بالاخره او را از بدی حفظ نماید . چنانکه در مورد حضرت یوسف فرمود: این چنین او را از بدی و کارهای زشت حفظ کردیم زیرا که وی از بندگان مخلص ما بود .
این است لطف خدا بر انبیا و اولیا و راستان آستان بندگیش . درود و سلام خدا بر ایشان باد.
حضرت یحیی در خردسالی بر جماعتی از کودکان گذشت که به بازی سر گرم بودند ، او را نیز به بازی خواندند ، در جواب گفت: سبحان الله ما برای بازی خلق نشده ایم . جماعت فقرا دارای نفس وطمئنه می باشند که آنها را به خیر و صلاح دعوت کند ، نه به شر و ضرر دین دنیا. نفس اماره بعد از مجاهدت های مقدماتی به قلب ملحق شود ، آنگاه هر اندازه بکوشد از کوشش خود اطمینان حاصل کند ، وبه رفیق اعلا نزدیک گردد تمام کارش گوش دادن به قرآن و تفکر در آیات آن شود در حالی که قبل از این به ظاهر ایات توجه می کرد و به معنی آن ، یعنی هنگام ملاقات یا اصغاء (شنیدن) بهآیات حق توجه نمی کرد.
از شنیدن سخنان پوچ و بی معنی کوتاهی کنید و به جای ان به کلام خدا و تلاوت آن بپردازد زیرا قرآن حیات دلها و صفای باطن و پایه ای محکم برای تقرب به خدای رحمان است بهشت.
ای فرزند گناهان متراکم و فراوان داری که بعضی از انها بزرگتر از بعضی است و سر انجام نامعلوم و مبهم و تاریک در انتظار شماست، که با به نفع تو تمام شود یا به ضرر تو . تو برای مرگ خلق شده ای و مرگ بر تو فوت نشود ، پس قیل و قال و ادعا و قول بی عمل و کارما لایعنی(فضولی) و بی فایده را ترک کن. آرزو هایت را کوتاه و طمعت را کم نمای که تو به زودی خواهی مرد و چه بسا مرگ تو فرا رسد در حالی که تو اینجا نشسته ای و اول با پای خود امدی اما لحظهای بعد بر جنازه و تابوت به خانه ات حمل شوی.
دوشنبه نوزدهم شهریور 1386
شفاعت
شفاعت، عبارت است از میانجیگری بین دو فرد و در خواست نمودن چیزی یا رفع مشکلی را از شخصی برای کسی دیگر ، مثلا شفاعت پیامبر به این معنا است که عفو و بخشش گناهان و یا بر طرف کردن مشکلات و برآوردن حوائج برای مومنین از خداوند وهاب طلب کند.
بنا بر این در حقیقت شفاعت ، نوعی دعا و امید وار شدن به در گاه خداوند متعال ، برای رفع گرفتاری دنیوی و اخروی می باشد . خداوند از نظر لطف و کرمش ، نسبت به بندگانش و دستیابی آنان به احسان و رضا مندیش ، راههای زیادی را قرار داده است که تقاضای دعا و شفاعت برای همدیگر و طلب مغفرت از در گاه ایزد یکتا ، یکی از آن راهها است چون خداوند دعای ما را در حق گذشتگان و اموات قبول می کند، زیرا خود تعلیم دعا برای آنها نموده است(.ربنا اغفر لنا و لاخواننا الذین سبقونا بالایمان).(حشر-10)
همچنین در دعایی که در نماز جنازه خوانده می شود ، که اگر فایده ای نداشت خواندن ان عبث و بیهوده بود. همینطور هم خداوند متعال برای پیامبران ، صدیقین ، شهدا، صالحین، فرشته ها و بچه های کوچک احترام و حرمتی قرار داده استکه توسط انها به اجابت دعا و قبولی شفاعت به درگاه رب العزت امید داشته باشیم.
در قرآن مجید، درباره شفاعت آیات متعددی وجود دارد ، مثل
1. ما من شفیع الا من بعد اذنه(یس-3). کسی میانجی نمی تواند باشد، مگر پس از اجازه او(خداوند)
2. و لا یشعفون الا لمن ارتضی(انبیا -28).و آنان (پیامبران) هرگز برای کسی شفاعت نمی کنند ، مگر آن شخص که (بدانند) خدا از آن خشنود است( و اجازه شفاعت او را داشته باشد)
3. یومئذ لاتنفع الشفاعه الا من اذن له الرحمن و رضی له قولا(طه-109).در آن روز(قیامت ) شفاعت(هیچ کس) سودی نمی بخشد، مگر ( شفاعت کسی که خداوند مهربان به او اجازه دهد و گفتارش را بپسندد.
در روز قیامت ، شفاعت به سه شرط انجام می شود.
1. خدا به شفاعت کننده اجازه شفاعت دهد
2. آنچه در خواست میشود ،خدا پسندانه باشد
3. خدا راضی شود از کسی که شفاعت برای او انجام گیرد.
4. ولا یملک الذین یدعون من دونه الشفاعه الا من شهد بالحق و هم یعلمون(زخرف-86).معبود هایی که مشرکان به جز خدا به فریاد می خوانند و می پرستند ، قدرت و توانایی هیچ گونه شفاعت را ندارند ، مگر کسانی که آگاهانه به حق شهادت و گواهی داده باشند( خدا را به یگانگی پرستیده باشند).
اما باید به اجازه و رضایت خداوند باشد، معنای آیات این نیست که نباید شفاعت خواهی کرد و یا این که خداوند جل اعلی را مجبور کنند، شفاعت را قبول نماید، و خداوند هم مانند انسانها ، از روی اجبارو یا شرم و حیا و ترس (العیاذ بالله) وادار به پذیرش شفاعت شود، البته هیچ فرد مسلمانی هم نمی گوید که یا رسول الله ، به طور اجبار و قهر و غلبه بر خدا ، برای من شفاعت کن. ، پس این آیات و آیات دیگری در این باره به این معنی نیستند که غیر از خدا ، شفاعت خواستن جایز نیست ، بلکه چنین توضیح می دهند که بدون اجازه او ، هیچ کس نمی تواند شفاعت کند.
و جز مواردی را که خداوند راضی نباشد، شفاعت صورت نخواهد گرفت.و هیچ احدی قدرت ندارد به تنهایی و به اجبار خداوند را وادار به اجابت شفاعت کند ، برای تفهیم نحوه شفاعت می توان مثالهای زیر را جهت توضیحات بیشترآورد تا مسئله شفاعت روشن شود. مثلا اگر عده ای مجرم و متهم را به دربار سلطانی حاضر نمایند و یکی از آنها نسبت به نزدیکی با وزیر او داشته باشد ، و وزیر هم درباره آن مجرم، ازپادشاه طلب عفو و بخشش کند ، یقینا سلطان فکر خواهد کرد که اگر ان مجرم را نبخشد ، وزیر از او ناراحت و رنجیده می شود. و شکی نیست با این کدورت خللی در مملکت او ایجاد می شود پس از روی اجبار و ناچاری مجرمی را که با وزیر قرابت دارد می بخشد.
مثال دیگر این که یکی دیگر از مجرمین فردی است ، هنرمند که وجودش برای کشور و جامعه ، بسیار لازم ومفید است و مملکت به وجود او نیاز مبرم دارد و کسی این امر رابه اطلاع سلطان می رساند ( البته عدم اطلاع برای خدا وجود ندارد.) پادشاه هم بعد از خبر دار شدن از این موضوع ، احساس می کند که در زنده ماندن او، منفعت بیشتری است تا کشتنش لذا از روی نیاز و اجبار ، او را هم مورد عفو قرار می دهد.اما مثال سوم به این صورت است که یکی از این مجرمان هست که پادشاه اطلاع دارد که او خلاف کار حرفه ای نبوده ودر کارهای زشت و خطا پایبندی نمی کرد وبه فریب شیطان و افراد ناباب به این جرم و گناه کشیده شده است ، لذا پادشاه بر ان می شود که او را عفو کند ، اما به خاطر نشان دادن دوستی اش با دربا ریانش مخفیانه به یکی از دوستانش اشاره می کند که برای مجرم وساطت کند در نتیجه با رضایت و خشنودی کامل، نه به اجبار مانند دو بخشش قبل ، او را می بخشد.
شفاعت در بارگاه الهی نیز به صورت مثال سوم صورت می گیرد، یعنی کسانی که خداوند از آنها رضایت دارد و با اراده بخشش اجازه شفاعت برای او می دهد. برای همین فرموده است:( من ذالذی یشفع عنده الا باذنه)(بقره-255).کیست آنکه در پیشگاه او میانجیگری کند ، مگر با اجازه خودش( خداوند متعال).
بنابر این درباره کسی که اراده خداوندی بر آن باشد که او را ببخشد ، سفارش و وساطت او را در قلب یکی از اولیا الله جلوه گر می کند و ظاهرا به وساطت و شفاعت او آن شخص گناهکار را می بخشد ، و هیچ شکی نیست که شافع حقیقی ذات بی همتای خود اوست، و لا غیر. آیه مبارکه( :قل الله الشفاعه جمیعا) (زمر -44). بگو هرگونه میانجیگری ازآن خداست. که نشان دهنده همین امر است . مولانا جلال الدین رومی در این باره می گوید:
اولیا را هست قوت از اله تیر بر جسته باز گرداند زراه
چنانچه می بینیم مولانا نگفته است که دوستان خدا به ذات خود ، قدرت و استقلال دارند بلکه تاکید بر این است که انها نشات گرفته ( از نظر لطف و کرم) از قدرت خدا ست که کمک حال انهاست ، که می توانند تیر جسته( بلاها) را از مسیرشان منحرف کرده ، مانع شوند که به هدف بخورند.
در مورد دعا کردن و صلوات فرستادن برای حضرت محمد خداوند متعال خطاب به مومنین می گوید:(ا ن الله و نلائکه یصلون علی النبی یا ایها الذین امنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما).(احزاب -56). هر اینه خدا و فرشتگان او درود می فرستند بر پیامبر ، ای مومنین شما هم بر او صلوات( دعا و طلب مغفرت و رحمت) بفرستید و با احترام بر او سلام گویید و تسلیم دستور های او باشید.
در حدیث شریف است که چون این ایه نازل شد ، صحابه عرض کردند یا رسول الله طریقه سلام بر ما معلوم شده است یعنی در التحیات خوانده می شود: السلام علیک یا ایها النبی و رحمه الله و برکاته.لطفا طریقه صلوات را بر ما ارشاد فرماییدآن حضرت فرمودند: اللهم صلی علی محمدو ال محمد...
همچنین در حدیث شریف است هر کسی اذان را شنیده بعد از پایان آن ، این دعا را برای پیغمبر بنماید: اللهم رب هذا الدعوه التامه و الصلوه القائمه ات محمد ا الوسیله و فضیله و ابعثه مقاما محمودا وعدته انک لا تخلف المیعاد. یعنی ای الله تو که صاحب این وقت کامله و نماز خواندنی هستی ، عطا فرما حضرت محمد را وسیله و فضیلت و او را بر مقا م محمود متمکن کن مقامی که به ایشان وعده فرموده ایدو همانا تو وعده را وفا خواهی کرد.
حضرت محمد فرمودند: هر کس بشنود اذان را و این دعا را بخواند ، شفاعت من در روز قیامت به او می رسد.
بنا به آیات و احادیث فوق از ما خواسته شده است تا رباره حضرت محمد دعا کنیم تا خداوند متعال درجاتش را بالا ببرد و او را مقام وسیله و فضیلت دهد م مقام محمود عطا فرمایدو آیاما می توانیم از آن حضرت طلب دعا و شفاعت کنیم، تا از خداوند بخشنده ، مغفرت گناهان ما را بخواهد؟ چگونه می توان باور کرد که دعای ما برای آن حضرت درست و مطابق با توحید است ، ولی تقاضای ما از او نادرست و شرک به خدااست.در حالی که نیاز ما به دعای خیر پیامبر فوق العاده بیشتر می باشد ، نسبت به دعای ما برای آن حضرت که معصوم بوده و محبوب خدا می باشد، و در صورتی که خود خداوند هم او را به دعا کردن برای مومنین چه مرد و زن سفارش می کند.
واستغفر لذنبک و للمومنین و المومنات.(محمد-19).ای محمد برای گناهان خود و مردان و زنان مومن (از خداوند) آمرزش بخواه.
در حدیثی صحیح حضرت عمر ابن خطاب(رض) روایت می کنند که حضرت محمد(ص) فرمودند: هنگامی که حضرت ادم ترک اولی را مرتکب شد عرض کرده ، ای پروردگارم، وقتی من را به قدرت کامله خود خلق نمودی ، و روح را در من دمیدی ، سرم را بلند کردم ، دیدم بر ستون های عرش عظیم نوشته شده است. لا اله الا الله و محمدا رسول الله. پس دانستم که محمد بهترین مخلوق تو است ، چون نام او را با نام خود همراه قرار داده ای . از طرف خداوند خطاب رسید ، خوب فهمیدی، ای آدم همانا بهترین و محبوبترین خلق نزد من حضرت محمد است، هر گاه به وسیله محمد از من سوال کنی، تو را خواهم بخشید ، و چنانچه حضرت محمد نبود ، توراهم خلق نمی کردم.
اگر گفته شود خواستن دعا از میت به مثابه عبادت و پرستش اوست خیالی است واهی !! چون تقاضای دعا هرگز عبادت و پرستش محسوب نمی شود و اگر طلب دعا ، عبادت و پرستش باشد، پس از افراد زندهئهم در خواست دعا کردن درست نیست ، در صورتی که در دین مبین اسلام هیچ کس درخواست دعا اززنده را نا چیز ندانسته ( بلکه به ان سفارش هم شده است
) چون اگر درخواست دعا از غیر خدا در این دنیا شرک می باشد باید در آخرت هم جایز نباشد ،چگونه می توان باور کرد که مردم را در این دنیا از شرک باز داشت ولی در آخرت شرک بر آنها جایز و مباح باشد.
ما مسلمانان معتقد هستیم که حضرت محمد مستجاب الدعوه بوده و دارای مقام بلند شفاعت در پیشگاه با عظمت و عزت خداوند می باشد و برای امت گناه کارش استغفار و دعا می کند ، چون اعتقاد داریم و می دانیم که حرمت و عزت حضرت محمد بعد از وفاتشان از این جهان فانی، در بارگاه احدیت ازبین نرفته است و درجه و منزلتش نزد پروردگارش باطل نشده است، و آن حضرت بطور دایم مقرب درگاه با عزت خداوندی است ، نه این که بعد از رحلت از این دنیا ارزش و احترامش را نزد ایزد متعال از دست داده باشد. زیرا خود رسول الله (ص)فرموده است: زنده بودنم برای شما خیر است، با من حرف می زنید من هم باشما سخن می گویم. در وفات من نیز برای شما خیر است چه عمل های شما را بر عرضه می دارند ، کارهای خوب شما را که می بینم ، خدا را شکر می کنم و کار های بد شما را که می بینم برای شما استغفار می کنم.
خداوند ما را از شفاعت آن حضرت بی نصیب نفر ماید. پرور دگارا تو را به دوستی با دوستان خود(اصحاب کهف) سگ ایشان( و کلبهم باسط ذراعیه بالوصید) را پذیرفتی ، ما را نیز به حرمت روح پاک محمد و اولیای تو ، خواهان دوستی توییم. امید است ما راهم از نظر رحمتی که به دوستان خود داری محروم نگردانی و حشر ما رانیز با ایشان نمایی، که رضای تو انجاست، و سعادت ما نیز رضای توست.آمین
دوشنبه نوزدهم شهریور 1386
روزه
روزه یکی از فروع عبادات و یک رکن بسیار مهم از ارکان دین مبین اسلام است . این فرع در ماه شعبان سال دوم هجرت بر مسلمانان واجب شد.
اثر روزه در پاک کردن روزه دار بسیاراست و برای تزکیه نفس و، بهترین عمل و بزرکترین عبادت است و منافع و مزایای آن به علاوه منافع جسمی و سلامت از حد تحریر گذشته و قابل حصر نیست ولی در این مختصر به چند مورد ۀآن اشاره می شود.
1- یکی از بزرگان گفته است : روزه دار همیشه با خدا در حالت حضور است زیرا هر گاه گرسنگی یا تشنگی به او فشار می اورد { چون عمل نخوردن و نیا اشامیدن به خاطر خداست} امید عفو رحمت خدا و طمع در ثواب اخروی و ترس از عذاب ، وی را از اشامیدن و خوردن باز می دارد.
2-رقت قلب و رحم به حال تهی دستان و در ماندگان و ضعیفان را خوی و اخلاق انسان می سازد.
3-گرسنگی و زجرهای بینوایان را عملا لمس می کند و به حال تنگشان آشنا می کند.
4-غریزه صبر و شکیبایی و تحمل فرد را تقویت می کند و محکم می سازد.
5-درخت تعهد و وفا داری را در انسان می نشاند.
و البته باید اضافه کرد که روزه ، تنها نخوردن و نیا شامیدن نیست بلکه انسان روزه دار باید اعضای بدن را از گناهان مخصوص به خودشان از جمله زبانرا از غیبت و تهمت و دروغ و... و چشم را از نظر و خیانت و گوش را از شنیدن حرام و استراق و دل را از کینه و حسد و خود خواهی و خیال را از غفلت و افکاربیهوده باز دارد و در معنی عرفانی آن از همه تعلقات حرام وحلال، برای به سوی خدا رفتن دست بکشد و بدین وسیله در یک ماه تمرین کند تا همه این عادات و اخلاق خوب انس بگیرد. زیرا پیامبر فرموده اند: کسی که خود را از دروغ و غیبت در حال روزه داری منع نکند خداوند هیچ احتیاجی به نخوردن و نیا اشامیدن او ندارد . و در حدیث قدسی امده است: همه کردار و اعمال انسان برای او و از آن خود اوست ، جز روزه اش که برای من و از آن من است ومن(خداوند) آن را پاداش می دهم.
دوشنبه نوزدهم شهریور 1386
اداب حمل قران
· ((ادب حمل قرآن))
· یکی دیدم زمانی درمکانی
· بدست او کتاب آسمانی
· که می آمدبسویم روی دررو
· تکان می داد دستش را به هر سو
· چو پرسیدم از اوکان چیست در دست؟
·بگفت این جلد قرآن مجید است !
· بگفتم حرمت او را نگهدار
· که آیات خدا نور است واسرار
· چنان پاسخ برویم گفت با فن
· که خجلتت بردم از آن پند گفتن
· بگفت از راه جهل است این بیانت
· نه راه علم و ارشاد وامانت
· عمل از ما طلب کردست قرآن
· نه حرمت کاین کلامت نیست برهان
· بدو گفتم عزیزم نیک ده گوش
· ز راه سفسطه بیهوده مخروش
· ترا گفتم که حرمت را نگهدار
· نگفتم کز عمل زان دست بردار
· چو باور باشد آدم را بآیت
· به آن حرمت نماید بی نهایت
· عمل کز باور وحرمت زند سر
· سزاوار صعود آید به آن در
· ابایت آید از حرمت بقرآن
· بآیاتت کجا ماندست ایمان؟
· عمل بی باورو حرمت نیاید
· اگر آید حقیقت را نشاید
· نشد روشن مرا کاین قسم امت
· چه خوفی داردازاکرام وحرمت
· چرا حرمت بقبر صالحانش
· گناه وکفر باشد در گمانش
· عذاب از قبر عاصی برقرار است
· چرا صالح ز رحمت برکنار ست؟
· چو رحمت صالحان رادر قبور است
· چراحرمت به ان از شرع دوراست؟
· بنص آیت حق رحمت الله
· قریب از محسنان باشدبه هرگاه
· به هر جائی که محسن راست مسکن
· ز رحمت جایگاهش هست روشن
· ادب راگوش دار ای شخص عاقل
· مرو دنبال هر افکار باطل
· ((شعر از :سید عثمان ذبیحی تالش))
