با سلام و صلوات بر حضرت رسول صلوات الله عليه و ياران و آل گرامي آن حضرت.
در اينجا لازم ديديم براي آگاهي بيشتر مردم تالش از خطر و فتنه ي وهابيت بررسي اجمالي از حضور وهابيان در منطقه و شهرمان داشته باشيم اميدواريم شما دوستان نيز با نظرات و انتقادات سازنده ي خود ما را ياري كنید.
اكثر مردم تالش را اهل سنت تشكيل مي دهند كه در حوزه ي فقه و احكام دين ، شافعي و در مذهب كلامي هم اشعري هستند . اهل سنت درعنبران واستارا و تالش و رضوانشهر و حومه در كنار برادران اهل تشيع زندگي مي كنند كه در صورت رعايت خطوط قرمز مذهبي ، مشكل خاصي با يكديگر ندارند.اما با توجه به فاصله گرفتن از عصر نبوت و بي توجهي به راهنمايي هاي خداوند متعال كه در قالب دين و توسط حضرت رسول صلوات الله عليه براي ما انسانها آورده شده روز به روز شاهد پوچ گرايي و انحرافات اخلاقي در جامعه ي اهل سنت هستيم كه يقيقناً همه ي اينها نتيجه ي کمرنگ بودن مفاهیم دین در جامعه اسلامی است و يا به نوع ديگر نتيجه ي بد فهمي از دين.
اما اصل مطلب
آيا وهابيت به تالش رسيده يا نه؟
چيزي كه روشن است اينست كه وهابيت در جوامعي كه در اقليت هستند و تصوف در آنجا مقبول است و شيعه در آن حكومت مي كند بسيار با نيرنگ و حيله و به اصطلاح سياستمدارانه كار مي كنند ولي بي خبراند كه همچون شترمرغاني هستند كه سر در گل فرو مي كنند و به خيال خودشان كسي آنها را نمي بيند ولي بايد بخوبي بدانند كه هنوز در بين اهل سنت منطقه افرادي هوشيار و دلسوز دين حضور دارند . و اين دلسوزان كساني نيستند جزء عالمان واقعي و طلاب نمونه كه مسئوليت پاسداري از عقيده ي پاك اهل سنت را دارند.
وهابيان با نامهاي مختلف اخوان و سلفي ومودودی ومکتبی و حتي بعضي گروههاي جماعت تبليغ ، در مناطق اهل سنت در حال پاك سازي عقيده ي پاك و درست اهل سنت هستند و به بهانه ي مبارزه با شرك به جمع كثيري از مردمان اهل سنت و دوستدارن صوفيه تهمت سنگين شرك را مي زنند قطعاً در اين عصر ارتباطات و اطلاعات همه ي دوستداران دين و مردم ديني از وجود چنين افراد گمراهي با خبرند. بطوری که حتی اگر با هر یک از طلاب انها از ابتدا تا پایان تحصیلات دینی همراه شوید غیر از این نیست که در درست خوانی یک عبارت عربی مشکل دارند و به چند کتاب مقدماتی با اسلوبی سهل و اسان و فارسی وجزوه های شوم اعتقادی (که خود ساخته و پرداخته اند) شب و روز خود را به سر اورده و بعد از مدتی طولانی با این سطح سواد فارغ التحصیل شده وفتوی می دهند ومردم ما که بیچاره ها عموما عوام اند به سم اعتقادی انها مسموم می شوند. کسی نیست که از انها بپرسد ایا با چند کتاب ترجمه چطور مفسر شده اید وبا کدام علم فتوا می دهید و عقیده شما وفتوای دینیتان بر کدام اصول استوار است!؟! اگر اینطور باشد پس همه عربها مفسرند چون عربی را بهتر از ان عالم نما {یی که (علی )حرف جر را با (علی) اسم علم اشتباه می کند} میدانند؟چرا از خودمان سوال نمی کنیم که به این راحتی اگر همه مفتی و مفسر ومحدثند چرا امام شافعی(رض) با این که عرب بود برای یادگیری لغات غیر فصیح ویا کاربرد بعضی اصطلاحات عربی در میان صحرا نشینان ماهها با انان زندگی می کرد و تدوین این همه کتب قوی علمی چه کاربردی دارد !؟یا اینکه ایا ان سواد روزنامه ای می تواند در مطالعه و فهم کتابی مانند تفسیر فخر رازی بکار اید!؟ ان علماء چرا به راه سهلی که این مدعیان پرداخته اند نرفتند !؟ تعیم و تعلم و حجره نشینی و دانش تخصصی علوم دینی در مکاتب ومجمعها و دانشگاهها به چه کار میاید!!؟ ای مردم مسلمان ایا شما برای درمان امراض جسمی حاضرید به خدمت پزشکی بدون داشتن بورد تخصصی ویا نظام پزشکی مطمئن که با خواندن چند مجله پزشکی خود را پزشک ماهر معرفی می کنند بروید؟اگر درمانی نامناسب بدهد چه ؟اگر به جای تزریق دارو سم یا امپول هوا در رگ شما تزریق کند چه بلایی به سرتان می اید؟؟؟ حال به جای طبیبان دین که درمان دینی رابوسیله احکام شرع متین به وسیله راه و روش سیددو عالم (که دارای اجازه علمی فتوا و تدریس معنعن ومسلسل تا ختم رسالت(ص) از برجسته ترین علمای عالم اسلامی هستند ) انجام میدهند به خدمت عالم های دروغین و گمراه و گمراه کننده که طبیبان قلابی دینند بروید و در عوض درمان صحیح با سنت رسول الله(ص) به شما امپول هوای نفس وهوش شیطانی وباطل خود را تزریق کنند چه بلایی بر سر دین و ایمان شما می اید ؟؟!
در جوامع تالش و حومه ديده و شنيده شده این افراد كه چندان هم از علوم ديني بهره اي ندارند مردم را از سنت زیارت قبورمنع مي كنند ، توسل را حرام و شرك مي دانند ، و از همه خطرناك تر پيروي از مذاهب اربعه را درست نمي دانند (با این حال به عقیده انها هیچ موحدی در دنیا به جز خودشان وجود نداردوهمه مسلمانان نعوذ بالله مشرکند!!!) و امثال اين كه مسلماً اين افكار از عقايد وهابيان نشأت گرفته است و اگر اين افراد مدعي انند كه وهابي نيستند پس ما از آنها مي پرسيم كه اين عقايد را از كجا آورديد؟ آيا اينها مهمترين عقايد وهابيان نيستند؟ آيا غير از ابن تيميه(اگر چه خدماتي را نيز عرضه داشت) و عبدالوهاب كه از پايه ريزان وهابيت هستند كسي هم اين عقايد را مطرح كرده؟ آيا نظر ديگر عالمان بزرگ دين نظير امام غزالي «رح» و امام رباني«رح» و امام فخر رازي«رح» و امام سيوطي«رح» و امام نووي«رح» و و امامان مذاهب اربعه اهل سنت وعقیده ديگر امامان و عالمان اهل سنت مانند افراد وهابي است؟
متأسفانه از مدتها قبل كساني تحت عنوان سلفي و اخوان با حمايت دست هاي پشت پرده كه براي نابودي دين در تالش نقشه مي كشیدند عقايد باطلي را وارد اين منطقه ي اهل سنت نشين و تصوف دوست كرده اند.كساني كه به بزرگان دين توهين مي كنند و به توسل كنندگان و زيارت روندگان تهمت شرك مي زنند!!!. بي ادبيشان اينقدر فراتر رفته كه مقام حضرت رسول صلوات الله عليه را دست يافتني مي دانند و از اولين آثار نشست وبرخاست با وهابيان كم شدن مهر و محبت حضرت رسول صلوات الله عليه در دلها و زياد شدن مشكلات روحي و رواني در روانهاست و اگر نگاهي به سايت ها و وبلاگ ها و كتابهاي وهابيان بيندازيد اين نكته كه تمام آنها شديدا از مشكل روحي رواني و كمبود شخصيت رنج مي برند بخوبي هويداست.
در طي سالهاي گذشته همواره تالش به عنوان مكان دين دوست و طريقت دوست شناخته شده و وجود طريقت هاي نقشبنديه و قادرييه كه سابقه طولاني در رشد و پرورش افراد بر اساس تعاليم حقيقي اسلامي داشته باعث شده همچنان تالش به عنوان مكان مورد توجه از نظر ديني در بين جوامع سني نشين ايران و حتي جهان باشد.
چيزي كه بسيار عجيب است دشمني وهابيان مسلمان نما با تصوف و طريقت است كه بايد پرسيد آن زماني كه تصوف به پرورش علماي تراز اول دين مي پرداخت و مي پردازد شما كجا بوديد ؟
اگر كمي به تاريخچه ي دين در تالش نگاه كنيد مي بينيد كه با آمدن طريقت نقشبنديه به تالش عده ي زيادي از مردم كه حتي نماز خواندن را نيز نمي دانستند چگونه با تواضع و آرامش روي به درگاه خداوند متعال آوردند و مي آورند . وهابيان ، اين افراد گمراه براي فريب اذهان دين داران و دين دوستان به دروغ خود را دوستدار تصوف و بزرگان دين نشان مي دهند و حتي در مكان هاي مانور خود از حاشيه ي تصوف صحبت به ميان مي آورند و ذكر بزرگان صوفيه را مي كنند ولي حتي از اين كارشان نيز براي جامه ي عمل پوشاندن به اهداف حزبي خود ، سوء استفاده مي كنند.
طريقتي كه جمع كثيري از علماي بزرگ اسلام با آن پرورش يافتند و طريقتي كه در طول قرنها توسط عالمان رباني مورد تأييد بود را عده اي انسان بي ادب و مغرور رد مي كنند.طريقتي كه با محوريت عشق به آفريدگار بنا شده را به شرك متهم مي كنند.حال اي مردم عنبران واستاراو تالش و رضوانشهر چه كساني درست مي گويند؟عالمان رباني طريقت يا عده اي عالم نماي وهابي ؟
در طريقت ما فقط عمل به احكام را مي بينيم در صورتي كه شخص وهابي بسيار پر حرف و حاشيه است و به عمل زياد توجه نمي كند. آيا خداوند متعال ، پيامبر صلوات الله عليه را فرستاد كه بيشتر حرف بزنيم و كمتر عمل كنيم؟؟؟ قال رسول الله(ص):کونوا للعلم رعاه ولا تکونوا له رواه(برای علم رعایت کننده باشید نه فقط روایت کننده و نقال){رواه ابی نعیم}
طريقتي كه زندگي سياه عده اي را دگرگون ساخته و آنها را به سوي دين و خدا آورده توسط كساني رد مي شود كه خيلي از حركاتشان خارج ازعقيده ي اهل سنت است و با اين كه داعيه ي علم دين را دارند ولي هنوز خودشان در عمل به احكام مانده اند و خيلي از سنت ها را نمي دانند.
وهابيان گمراه چنان از ابراز عقيده ي درون و وهابي بودنشان مي ترسند كه سرتا پا نيرنگ و دروغ هستند. آنها مي گويند ما وهابي نيستيم در صورتي كه تمام افكارشان ريشه در وهابيت دارد.
اي مردم تالش بدانيد كه عقايد اين دشمنان دين يعني وهابيان،همانند شيشه ي شكسته اي است كه نمي توانند آنها را در كنار هم جمع كنند و زماني كه خارج از عقيده ي اهل سنت صحبت مي كنند مسلّم است كه مريضي شرك پيدا مي كنند و مدام با خود درگيرند كه چه كاري شرك است و چه كاري شرك نيست؟
وهابيان بدون در نظر گرفتن قوانين تفسير قرآن كه توسط بزرگان و عالمان دين پايه ريزي شده ، از آيات قرآن به نفع اهداف حزبي و گروهي خود استفاده مي كنند در صورتي كه اگر كسي بخواهد به قوانين تفسير قرآن نظير اصول و قواعد زبان عربي ، تنزيل و شأن نزول و احاديث حضرت رسول صلوات الله عليه و غيره دقت نكند مسلما به بيراهه رفته و در اين صورت حتي مي شود با آيات قرآن مسائلي را ثابت كرد كه بر خلاف دين اسلام اند براي آگاهي از اين موضوع به كتاب معجم الفاظ قرآن از راغب اصفهاني و كتاب الاساس في التفسير از سعيد حوّی و كتاب البرهان في علوم القرآن از بدرالدين محمد زركشي و كتاب الاتقان في علوم القرآن از علامه جلال الدين سيوطي و كتاب تفسير ابن كثير از ابوالفداء ابن كثير و كتاب تفسيرامام فخر رازي مراجعه كنيد تا ببينيد كه تفسير قرآن چه علم گسترده اي است و نمي شود مطابق ظاهر آيات و يا با تأويلات مطابق ميل از آيات برداشت كرد بلكه بايد به صورت عميق و علمي و با نهايت درك معنوي و عقلي و سنت آيات را تأويل و تفسير كرد.
اين گمراهان بجاي اينكه به فكر جوانان هم دين و هم مذهب خود كه اسيربی عفتی وبد حجابی و اعتياد و معضلات اجتماعي ديگر شده اند ، باشند فقط ياد گرفته اند ، جواناني كه به طرف دين مي روند را مشرك خطاب كنند و به بهانه ي دشمني با تصوف اعصاب اين مردم پاك را متشنج كنند.تعصب نمي گذارد كه كمي با عقل و تدبير فكر كنند كه چه بلايي به سر جامه ي اسلامي مي آورند و چه خدمتي به دشمنان اسلام مي كنند.
حال شايد اين سوال پيش آيد كه در مقابل وهابيان چه بايد كرد؟خوب روشن است بعد از توكل به خداوند متعال و توسل به انبياء و اولياء ؛ بهترين سلاح ، سلاح علم است پس بايد با مسلح كردن خود به علوم ديني پرده از بهانه گيري هاي بي اساس و در ظاهر بزرگ آنها برداشت زيرا اساس كار وهابيان تأويلات اشتباه و دلايل غير شرعي است.
اي مردم تالش عقيده ي شما صحيح است وبزرگان سابق در تالش كه خلفاي طريقت بوده اند وظيفه ي خود را به خوبي انجام دادند و براي شما دوستي خدا و رسولش صلي الله عليه و سلم را به جا گذاشته اند و فقط كمي همت كنيد ونگذاريد اين افراد گمراه با اهداف حزبي شما را پلي براي رسيدن به اهداف شوم و حزبي خود كنند.
براي موارد شبه افكنده شده به جاي كتابهاي آنها كتابهاي بزرگاني نظير امام غزالي«رح»و امام فخر رازي«رح» و امام سيوطي«رح» و امام سرهندي«رح» و امام نووي«رح» و ديگر بزرگان و در عصر حاضرعلامه دكتر رمضان بوطي استاد مجمع ابی النور دمشق و علامه ومفسر بزرگ واستاد جامعه ام القری مکه مکرمه شیخ صابوني و علامه محدث دکتر بن علوی استاد حدیث و علوم حدیث مکه مکرمه وعلامه ابوالحسن ندوی رئیس العلمای اسلام در زمان خود وشیخ حبیب علی الجفری از داعیان بزرگ واستاد دانشگاه دینی یمن و... ديگر عالمان واقعي اسلام را بخوانيد يا حد اقل تحقيق كنيد نظر شبهه افکن انها در مسایلی مانند تصوف و توسل و پيروي از مذاهب اربعه و امثال اين چيست.انشاءالله ما و شما با هم نمي گذاريم كه اين دشمنان اسلام نقشه هاي شوم خود را در تالش پياده كنند و به نيت پليد اين افكار اسلام ستيزانه كه خواسته يا نا خواسته دارند ،جامه ي عمل بپوشانند.
((برگرفته از وبلاگ اهل سنت رضوانشهر با اندکی تصرف))
طریقه نقشبندی بر سنت و شریعت و دوری از بدعت استوار است و تاکید میکند و همین باعث شده است که در شرق و غرب جهان اسلام گسترش یابد و به خصوص روش عرفانی علما و فضلا و ادبا و فقهای اسلام بشود . شیخ ابن حجر هیتمی (رح) (974-909ه ق) عالم و فقیه مشهور اهل سنت فرموده است:(( الطریقه العلیه السالمه من کدورات جهله الصوفیه هی الطریقه النقشبندیه)) (( طریقه بزرگی که از تیرگیهای جاهلان اهل تصوف سالم باشد طریقه نقشبندیه است))