تبليغاتX
اهل سنت و جماعت تالش

دوشنبه نوزدهم شهریور 1386

مرگ

            [  شیخ عبدالقادر در باره مرگ می گوید:

ای استفاده کنندگان از نعمتهای جهان بزودی از نعمتهاد جدا می شوید  یکی از شعرا چه نیکو گفته است :

       اگر مرگ پیشدستی نکرد                               بهر چه آرزو داری برس

پند بگیر به مرگ دیگران و در خوشی زندگی کن وآخر این خوشی مرگ است . بزودی مال و عمر تو فنا شوند و چشم تو کم بینا و عقلت مختل شود و خوردن و آشامیدنت کاسته شود چیز های شهوت زا می بینی  و قادر به استفاده از آن نیستی زن و فرزندانت از تو متنفر شوند و آرزوی مرگت به دل بگذرانند و غم و غصه تو را فرا گیرد و دنیا از دستت برود و آخرت تو را می پذیرد پس در آخرت اگر عمل صالحی داری به استقبال تو آید و با آغوش باز قبولت کند و اگر با دست خالی و با بار گناه روی قبر منزل و آتش ماوای توست تمام زندگی هوس و آرزوی زود گذر است و پیغمبر فرموده است :( زندگی ،زندگی آخرت است). وبارها این جمله را برای خود و یارانش تکرار و گوشزد می فرمودند:خدا ازهمه راضی باد.

سکوت و فراغت خود را در طاعت حق تعالی صرف کن قبل از آنکه بیماریی بر تو عارض شودکه صحت تو را در خطر اندازد ویا شغلی برای تو پیش آید که فراغت را از تو سلب کند(بیشتر وقت تو را بگیرد)،ثروتمندی را قبل از تنگدستیت غنیمت شمار زیرا ثروت دوام ندارد، فقرا را احترام نگهدار و در سرمایه و ثروت خویش آنان را شرکت ده زیرا آنچه تو به ایشان عطا کنی همان خواهد بود که نزد حق پاداش آن برای تو محفوظ است و در سرای دیگر به تو نفع رساند. وای بر شما زندگی خود قبل از مرگتان را غنیمت بشماریدزیرا حضرت رسول غالبا می فرمود:( مرگ برای واعظ و ناصح انسان کافی است)، مرگ هر تازه را کهنه و هر دور را نزدیک و هر صاف و روشنی را تیره کند ،فوت و نابود شدن ویا تمام شدن برای مرگ نیست( حتما واقع می شود ) و چه بسا ممکن است همین ساعت فرا رسد ویا در ظرف همین روز بیاید، و امر به دست غیر شماست و چیزی در این مورد در اختیار شما نیست . تمامی سرگرمی و کار و ثروت که تورا فرا گرفته اند موقت است ،جوانی ،صحت،آسایش،ثروت و زندگی شما عاریتی است پس باید هم و غم شما آن باشد که برای شما مهمتر است (مرگ و حصول رضای حق بعد از آن)

مرگ در کمین شماست و شما خبر ندارید شما از انتظار غم غایبید و در برابر شما ایستاده است و به زودی وارد خانه شما می شودو سلامت و حیات شما را با خود می برد ، روح شما را می برد و جسد را باقی گذارد مانند لاشه گوسفند مرده و آنکه همواره دلسوز تو بود ترا در خاک پنهان کند، پیش از آنکه درندگان و خزندگان بدن ترا بخورند،سپس زن تو و دوستان و دشمنانت زندگی عادی خویش را از خوردن و نوشیدن و ...  بخوشی از سر گیرند در حالی که اگر دلسوز تو باشند تا مدتی ترا به خیر یاد کنند، و در غیر این صورت فراموشت کرده و یادی از تو نکنند . بسیاری از پادشاهان و امرا بوده اند که بدست دشمنان کشته شده و جسد آنها را در بیابان ها به دور انداخته اند بدون تدفین و تکفین عمدا به منظور آنکه سگها و حشرات ایشان را بخورند  چه زشت است فرمانروایی و سلطنت که سرانجامش این چنین باشد و شاعر چه زیبا گفته است:

( آن ملک نیست که پادشاه بجا گذارد

                                          بلکه ملک و پادشاهی از آن کسی است که نمیرد)

در بین شما کسی عاقل است که مرگ را فراموش نکرده به پیش آمدها و مقدرات راضی باشد ، در مقابل پیش آمد نیک شکر گزارد و در مقابل پیش آمد بد صبر کند پس در امور دینی خود تفکر کنید و بجای فکر شهوات و لذات در مرگ و عواقب و اهوال بعد از آن تفکر کنید.

ای جماعت مسلمان قبل از مردن از نفس و اراده خود بمیرید( نفس و اراده را ترک نمایید) وزیاد به یاد مرگ باشید به طوری  که قبل از آمدنش همواره برای آن آماده باشیدکه اگر پیش از مرگ چنین به فکر آن بوده باشیدمرگ بر شما آسان گردد و سنگینی و رنجی در ان برای شما نماند . آمدن مرگ و قیامت حتمی و ضروری است پس در انتظار این هردو باشید که انها از طرف خدا دور روز معلوم شده اند و فرار از آنها ممکن نیست یاد مرگ داروی امراض نفسانی است و منفعت آن سالها برای تو باقی می ماند پس بسیار به فکر موت باش شب و روز و من به واسطه دوام یاد مرگ نجات یافته شده ام  و همواره با یاد مرگ نفسم را مغلوب و مقهور ساخته ام.

در یکی از شبهای زندگی  مرگ را یاد کردم و به گریه افتادم از اول شب تا اول صبح گریستم و می گفتم الهی، از تو مسالت می کنم ملک الموت روح مرا قبض نکند و تو تصدی(عهده دار کاری شدن) و تولیت قبض روحم را بفرمایی، ناگهان سحر خواب مرا ربود ، در خواب پیرمرد زیباروی و نورانی را دیدم که از در خانه من وارد شد به او گفتم تو کیستی: گفت من ملک الموتم. گفتم : از خدا در خواست کرده ام که خود روح مرا قبض کند نه تو . گفت: چرا؟ من چه گناهی کرده ام؟ من جز بنده ای مامور نیستم که خداوند به من امر می فرماید که بعضی را به آرامی و آسانی و بعضی را به سختی جان بگیرم و با من  معانقه(دست در دست گرفتن) کرد و گریه سر داد و من هم با او گریه کردم سپس بیدار شدم در حالی که هنوز می گریستم.

ای کسانی که به دنیا و آرزو های دراز دل خوش کرده اید و غافلید بزودی اجل فرا رسد  وبین شما و آرزو ها حائل شود ، پس پیش از وصول اجل، مرگ رادر یابید و به یاد آن باشید و به مرگ ناگهانی ( فجاه) بیندیشید ، بیماری شرط مرگ نیست ، شیطان دشمن شما است مشورت او را نپذیرید و از او ایمن نباشید که او امین نیست بلکه خائن است از او بر حذر باشید زیرا او می خواهد که شما با معصیت و غفلت و کفر  بمیرید، و او بزرگترین دشمن است غافل از مکر او نباشید  که شمشیرش از راستان صالح صرف نظر نکند و از او نمی رهید جز معدودی از مردم ، پدر و مادر شما ( آدم و حوا ) را از بهشت بیرون رانده  و موجب شده شما در بهشت آسوده نباشید، او به گناه و کفر  و مخالفت با خدا امر کندو غیر از قضا و قدر تمام گناهان به او منسوب است  و همه مردمان جز بندگان مخلص حق مبتلای شر او هستند اما او بر بندگان صالح و مخلص خدا تسلط ندارد( البته گاهی با وسوسه های خود ایشان را می آزارد ) زیرا چون قضا و قدرآمد چشم کارنکند، اما عمل شیطان با خاصان در ظاهر جسد است نه در قلب و او در قلب وسِر آنان نمی تواند موثر باشد .اگر خدا خواسته باشد .شیطان غالبا از راه دنیا و نفس در مردم دخالت کند پس طلب دنیا آتش سوزان است.

ای فرزندان به کار مثبتی و ما یعنی بپر دازید و اعمال بعد از مرگ را اصلاح کنید که مجاهدت با نفس  و پرداختن به عیوب خودتان نه عیب دیگران شما را در این کار یاری دهند.اشتغال به عیوب دیگران ما لا یعنی و حرام است از آن  دست بردارید ، مرگ را در نظر آرید و برای آخرت و مرگتان کار کنید زیرا پیغمبر (ص) می فرماید: عاقل کسی است که نفس خود را مدیون بداند و برای بعد از مرگ عمل کند و نادان و جاهل و کودن کسی است که که نفس خود را پیرو آرزو دارد و از خدا تمنای آمرزش نکند.

نوشته شده توسط محمد در 17:10 |  لینک ثابت   •